غزلیات جلال الدین همایی (سنا)

ای دل ما بی قرار درشکن موی تو
دیدهٔ ما زنگ بار ز آینهٔ روی تو
کعبهٔ صدق و صفاست قبلهٔ اهل دعاست
مسجد و محراب ماست طاق دو ابروی تو
گر بکشندم بخون ور بزنندم بتیر
پانتوانم کشید یک قدم از کوی تو
دوش ببزم خیال جمعیتی داشتم
کرد پریشان مرا قصهٔ گیسوی تو
غصّه فزاید تو را قصّه احوال من
رنج زداید مرا صحبت دلجوی تو
برف مرا بر سرست مشک تو را بر جَبین
الفت روز و شب است موی من و روی تو
گر بگشاید کمان سنگ بپهلوی من
به که نشیند رقیب تنگ بپهلوی تو
ای که درآموختی درس دعا را بمن
بنده سنا تا بود هست دعاگوی تو

نوشتن دیدگاه


شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی غزل غزلیات جلال الدین همایی (سنا) ای دل ما بی قرار درشکن موی تو