غزلیات جلال الدین همایی (سنا)

هرگز از لعل توام ای نوش لب کامی نبود
زآن لب شیرین مرا جز تلخ دشنامی نبود
قصّهٔ حسن تو و شرح غم هجران خویش
دست در کاری زدم کآنرا سرانجامی نبود
گردش چشم سیاهت خندهٔ لعل لبت
داد آن مستی که در خورد می و جامی نبود
در دل ما شُعله می زد برق خرمن سوز عشق
آن زمان کز برق و خرمن در جهان نامی نبود
هیچ خدمت پیش تو شایستهٔ انعام نیست
یا که خدمتهای ما در خورد انعامی نبود
گردش ایّام خود یک صبح روشن هم نداشت
یا نصیب ما از او جز تاری شامی نبود
عاقبت معلوم خواهد شد که در اهل هنر
از سنا محرومتر در هیچ ایّامی نبود

نوشتن دیدگاه


شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی غزل غزلیات جلال الدین همایی (سنا) هرگز از لعل توام ای نوش لب کامی نبود