غزلیات جلال الدین همایی (سنا)

آدمی را وقت پیری سوز و سازی دیگرست
شمع را در وقت خاموشی گدازی دیگرست
حرص و شهوت در سرشت طبع حیوانی است لیک
آدمی را در طبیعت حرص و آزی دیگرست
خواجه را طول اَمَل بنگر که با عمری دراز
در ندارک بینی عمر درازی دیگرست
مال و منصب ساز و برگ گمرهان دنیوی است
مَرد راه آخرت را برگ و سازی دیگرست
سَمْت و عَین کعبه، رسم قبلهٔ اهل دعاست
عاشقان را قبله یی دیگر، نمازی دیگر است
چشم نرگس شُهره اندر ناز و مستی شد ولی
چشم محبوب مرا مستی و نازی دیگرست
خواست تا با شیوهٔ صائب سخن گوید سنا
ورنه در طرز غزل او را طرازی دیگرست

نوشتن دیدگاه


شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی غزل غزلیات جلال الدین همایی (سنا) آدمی را وقت پیری سوز و سازی دیگرست