غزلیات عرفی شیرازی

می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را
میکدۀ کرشمه کن، گوشۀ چشم مست را
کی دل هرزه گرد ما گوشه نشین شود، مگر
تیر تو یادش آورد قاعدۀ نشست را
آمده فوج تازه ای ، جمله شهادت آرزو
خیز و شراب و دشنه ده، غمزۀ تیز دست را
خیز و سماع شوق کن، چند به حکم عافیت
در شکنی به گوش دل، زمزمۀ الست را
زلف شکن فروش را ، از دل من متاع بخش
یاد زمانه ده ز نو، قاعدۀ شکست را
گرم زیارت حرم، گشته ز بیخودی ، ولی
یا صنم است بر زبان، عرفی بت پرست را

نوشتن دیدگاه


شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی غزل غزلیات عرفی شیرازی می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را