غزلیات عرفی شیرازی

در نو بهار باده ننوشد کسی چرا
می در پیاله، زهد فروشد کسی چرا
مرغان چنین به شوق و بهاران چنین به ذوق
همراه بلبلان نخروشد کسی چرا
سر رشتۀ معامله در دست قسمت است
با دشمنان به مهر نجوشد کسی چرا
صد دشمنم به خون به حل و تشنه دوست هم
این بی خمار باده ننوشد کسی چرا
چون دمبدم عنایت توفیق ممکن است
در تنگنای نزع نکوشد کسی چرا
هم دوستی است عرفی و هم رفع دشمنی است
عیب غنیم و دوست نپوشد کسی چرا

نوشتن دیدگاه


شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی غزل غزلیات عرفی شیرازی در نو بهار باده ننوشد کسی چرا