غزلیات محمدعلی بهمنی

با این عطش تا چشمه دیگر دیر خواهد شد
دریا اگر باشد دلت تبخیر خواهد شد
خود را به ذهن قابها ، آیینه ها مسپار
این تو ، دگر در خوابها تصویر خواهد شد
تا پیش او ، راهی همیشه پیش رو داری
آری جوانت تا رسیدن پیر خواهد شد
دیوانه شو ، این کیمیا را در مدار عقل
هر چه بجویی بیشتر اکسیر خواهد شد
سرمشق هایت را نوشتم خط به خط ، اینک
ای عشق ! از من دفتری تکثیر خواهد شد ؟
گفتی : " در این ره پیر باید شد " شدم ، حالا
از آن همه رویا ، یکی تعبیر خواهد شد ؟
دیوانه ام می خواستی ، آیا به دست تو
دیوانه ای با این جنون زنجیر خواهد شد ؟
بازیگر هر صحنه ات ، این پرده را امّا ،
حس می کند بازیچه ی تقدیر خواهد شد !
می گوید : " از من سیر خواهی شد " ، زبانش لال
آخر کسی از شعر « حافظ » سیر خواهد شد ؟

نوشتن دیدگاه


شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی غزل غزلیات محمدعلی بهمنی با این عطش تا چشمه دیگر دیر خواهد شد