ژاندارک - جرج برنارد شاو

ژاندارک(ژان مقدس) نمایشنامه ای از جرج برنارد شاو می باشد. ژان‌دارک دختر پاکدامن روستایی صدای قدیس میشل، کاترین و مارگارت مقدس را بصورت الهاماتی دریافت می کند. آنها به ژان می گویند که او باید پیش ولیعهد رفته و با کمک وی فرانسه را نجات دهد. در این نمایسنامه، فراهم شدن زمینۀ ملاقات و دیدار ژان با شارل و موافقت شارل با نقشه او در مورد آزادی شهر اورلئان که در محاصرۀ انگلیسیها است و پیروزیهای ژاندارک و سپس محاکمه او به جرم کفر و الحاد و سوزاندنش آورده شده است. در آخر نمایشنامه دادگاه تجدید نظر و اعلام ژان‌دارک به عنوان قدیس و صحبتهای ژان از جهان پس از مرگ با شارل و دشمنانش آمده است.

ژاندارک - جرج برنارد شاو

بازپرس: اگر کلیسا به شما بگوید که کلیه این الهامات و رویاهایتان زائیده ارواح خبیثه بوده، جز گمراهی و اغوایتان چیزی در پی نداشته اند آیا نمی خواهید بپذیرید که کلیسا از شما داناتر است؟
ژان: من معتقدم که خداوند داناتر و بیناتر است.

دونواز: بزرگترین اشتباه ما این است که هنگامی که شکست می خوریم آنرا درک نمی کنیم.
ژان: برعکس، بزرگترین و بدترین گناه ما این است که هنگامیکه فاتح می شویم، هرگز پیروزیمان را درک نمی کنیم.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب ژاندارک - جرج برنارد شاو