عشق و عصیان - آناتول فرانس

عشق و عصیان «زنبق سرخ» کتاب ادبی از آناتول فرانس می باشد. ترز(کنتس مارتن) برای فرار از روزمرگی رابطه مخفیانه با «ربرت لومنیل» برقرار می کند، اما بعد از سه سال رنجیده و آزرده کنار می کشد.
ترز وارد رابطه جدیدی با مجسمه سازی حساس و شوریده ولی زودرنج می شود و این بار عشق واقعی را تجربه می کند، اما رابطه گذشته او مانع دوام عشق می گردد.
گذشته، سایه ای بر آینده خواهد بود و برای پرهیز از خیانت و دروغ باید منتظر عشق واقعی شد، حتی اگر این عشق دیرهنگام به سراغ انسان آید.

عشق و عصیان - آناتول فرانس

ژاک از هیچکس مترس زیرا آنکس که بتواند خود را با تو در یک ردیف قرار دهد هنوز به دنیا نیامده است.
اما ژاک به حقارت و کوچکی خویش معترف بود و عقیده بر آن داشت که موجودات زنده مثل دانه های گندمی هستند که بر روی یک سینی بزرگ و با تکان و حرکت دهقان طبیعت در هم شده سپس از یکدیگر جدا می شود.

من بایستی بدون آنکه گرد فلسفه های عشق و معنوی گشته خود را موذی و نفهم جلوه دهم و ترا بسادگی دوست بدارم و در دنیا نعمتی بزرگتر از جهل و فراموشی وجود ندارد. عزیزم بیا که باید ترا بوسیله تو از یاد بُرد و این تنها به کمک توست که می توانم ترا فراموش و خود را محو سازم.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب عشق و عصیان - آناتول فرانس