زن زیادی - جلال آل احمد

زن زیادی نوشته جلال آل احمد داستان‌هایی با محوریت مسائل اجتماعی و زنان است.
در این کتاب شاهد تلاش نویسنده در راه روشنگری جامعه ایران در آن زمان و افشای حقایقی درباره سنت های زاید اجتماعی هستیم.

زن زیادی - آل احمد

من اگر نقاش بودم و میخواستم آن قیافه ها را، قیافه بیماران آسایشگاه را برای خودم بکشم، فقط دو چشم گود افتاده و پر ولع ،روی‌ هر بستر می گذاشتم.در میان هر بستر جز این دو چشم حریص و نگران و جز ملافه های چرکمرد که تمام بدن بیماران را پوشانده بود و گاهی نیز دستهای زرد رنگ با استخوانهای برآمده چیز دیگری دیده نمی شد.اما نگاه ها! راستش نگاه های عجیبی بود.

خداداد خان حالا پس از این که پنج سال آزگار بی اینکه گناهی کرده باشد کیفری به آن سختی را چشیده،به این اصل رسیده است که وقتی در مملکتی قصاص قبل از جنایت می کنند،پس جنایت را هم پس از قصاص می شود مرتکب شد، و اگر قرار است به خاطر گناهی که آدم نکرده است کیفری ببیند ناچار خود گناه را هم پس از چشیدن کیفر باید بکند تا حسابش پاک باشد!

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب زن زیادی - جلال آل احمد