ﻋﺸﻖ در زمان ﻭﺑﺎ - گابریل گارسیا مارکز

ﻋﺸﻖ در زمان ﻭﺑﺎ «عشق سالهای وبا» رمانی از گابریل گارسیا مارکز است. فلورنتینو، جوانی است از خانواده متوسط، که هنگام رساندن یک تلگراف با دیدن فرمینا(دختر خانواده ثروتمندی)عاشق او می شود و...

پشت جلد ِ کتاب :
«بعد نگاهی به فلورنتینو آریثا انداخت؛ به آن اقتدار شکست ناپذیرش، به آن عشق دلیرانه اش. عاقبت به این نتیجه رسید که این زندگی است که جاودانی است، نه مرگ. از او پرسید: "ولی شما فکر می کنید که ما تا چه مدت می توانیم به این آمد و رفت ادامه بدهیم؟"
فلورنتینو آریثا جواب آن سوال را آماده داشت. پنجاه و سه سال و هفت ماه و یازده روز و شب بود که آماده داشت.
گفت: "تا آخر عمر"»

ﻋﺸﻖ در زمان ﻭﺑﺎ - گابریل گارسیا مارکز

ما مردها برده‌ی عقاید قدیمی خود هستیم ولی وقتی یک زن تصمیم بگیرد هیچ سدی وجود نخواهد داشت، قلعه‌های نظامی جلوی پای خود را نابود می‌کند. خدا هم جلودارش نیست!

من به زودی صد ساله خواهم شد. شاهد این همه تغییرات بوده ام. حتی جابجا شدن ستارگان در گیتی ، ولی تاکنون شاهد تغییراتی در این کشور نبوده ام. این جا قانون اساسی را عوض می کنند، قوانین را عوض می کنند، هر سه ماه یک مرتبه جنگی تازه آغاز می شود و آخر سر می بینی که هنوز استعمار برقرار است.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب ﻋﺸﻖ در زمان ﻭﺑﺎ - گابریل گارسیا مارکز