سوموکاری که نمی توانست تنومند شود - اریک امانوئل اشمیت

سوموکاری که نمی توانست تنومند شود "3"

تعجب می کنم که شما وقتتون رو صرف این خرافات کهنه و قدیمی می کنید.
ـ شوخی می کنی جون؟
ـ آدم برای زندگی کردن به هیچ آیینی احتیاج نداره.
ـ به آیین شاید اما به معنویت چرا.
ـ هیچ و پوچ! فریب و نیرنگ! هیاهوی بسیار برای هیچ! من بدون این چیزها هم می تونم خیلی خوب زندگی کنم.
ـ واقعا؟! تو خیلی خوب زندگی می کنی؟
او روی نکته ی مهمی دست گذاشت: هراس و دلهره ام بیشتر می شد و من متوجه این موضوع شده بودم.
ـ بالاخره... من... به نظرم... از این گذشته... چون که من...
ـ جون، اگه اون چیزی رو که می خوای بگی زیباتر از سکوت نیست، پس ساکت شو.