هزار خورشید تابان - خالد حسینی

هزار خورشید تابان رمانی از خالد حسینی، داستان زندگی دو زن را روایت می کند و از ستم مضاعفی می گوید که در افغانستان جنگ زده بر زنان روا داشته اند.
مریم دختر نامشروع یک بازرگان افغان و لیلا دختر نازپرورده یک روشنفکر افغان دو زنی که به رغم آغازهای متفاوت، سرنوشتی مشترک پیدا می کنند.

هزار خورشید تابان - خالد حسینی

هر دو مچ مریم را گرفت، او را به طرف خود کشید و گفت: «ای حرامی فسقلی»
مریم آن روز معنای این کلمه را نفهمید، معنی کلم حرامی- حرامزاده- را نمی دانست. سنش هم آنقدر قد نمی داد که بی انصافی را دریابد و بفهمد به وجود آورندۀ حرامی مقصر است، نه خود حرامی که تنها گناهش به دنیا آمدن است.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب هزار خورشید تابان - خالد حسینی