سپید دندان - جک لندن

«سپید دندان» رمانی از جک لندن، داستان توله گرگی است که همراه مادرش که از نژاد گرگ و سگ است به اردوگاه سرخ پوستان بازمی گردد و بعد از فروخته شدن به صاحب جدیدش و رفتار نامناسب او تبدیل به ترسناک ترین سگ در آن منطقه می شود و...

سپید دندان - جک لندن

گرگ و سگ وحشی که جلوی پای بشر زانو می زنند بر خلاف انسان نمی توانند به خداوندگار خود که از گوشت و پوست است بی ایمان باشند.
خداوندگاری که روی دو پا ایستاده است و چماق در دست دارد و بسیار توانمند، خشمگین و در عین حال مهربان است.
سپید دندان هم نسبت به آدمها همین احساس را داشت. آدم ها خداوندگارش بودند. او هم مثل مادرش با تمام وجود به آدمها وفادار بود. چون در پی خواسته های آن ها، قدرتی بود که خواسته شان را تحمیل می کرد، قدرتی که به شکل مشت و چماق و سنگ و شلاق ظاهر می شد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب سپید دندان - جک لندن