گبسک رباخوار - انوره دو بالزاک

باباگبسک(گبسک رباخوار) ثروت انبوهی از طریق رباخواری، مال‌اندوزی و انواع حیله‌گری‌ها و رذالت‌ها، به چنگ آورده است.بابا گیسک پول را کالایی می داند که با آن به راحتی میتوان وجدان را گران یا ارزان طبق شرایط موجود فروخت.
ماجراهای گوبسک از زبان وکیل جوانی به نام «درویل» بیان می شود.درویل در پی آن است که «کامیل،» دختر «ویکنتس دو گرانلیو،» را از نحوه‌ی تباهی زند‌گی «کنتس دورستو،» مادر «ارنست دورستو،» - که کامیل به او دل‌بسته است – و نیز جزییات ثروتی که به زودی به ارنست خواهد رسید آگاه کند.
انوره دو بالزاک با روایت زندگی گوبسک و کنتس دورستو به جامعه‌ هشدار می‌دهد پول اندک اندک بر تمام مناسبات اجتماعی و خانواد‌گی آن‌ها تاثیر گذاشته و بر تمام شئونات آنان فرمان‌روایی خواهد کرد.

گبسک رباخوار - انوره دو بالزاک

عقاید من مثل عقاید دیگران تغییر کرده اند، من مجبور بودم آنها را طبق مناطق مختلف زمین تغییر بدهم.چیزیکه اروپا تحسین می کند، آسیا تنبیه می نماید. هیچ چیز در دنیا ثابت نیست. تنها قراردادهائی وجود دارند که طبق محیطهای مختلف تغییر شکل می دهند.

سعادت عبارتست از تمرین استعدادهای ما که در خدمت چیزهای واقعی قرار گرفته اند.
خارج از این دو قانون همه چیز کدب است و دروغ.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب گبسک رباخوار - انوره دو بالزاک