گبسک رباخوار - انوره دو بالزاک

باباگبسک(گبسک رباخوار) ثروت انبوهی از طریق رباخواری، مال‌اندوزی و انواع حیله‌گری‌ها و رذالت‌ها، به چنگ آورده است.بابا گیسک پول را کالایی می داند که با آن به راحتی میتوان وجدان را گران یا ارزان طبق شرایط موجود فروخت.
ماجراهای گوبسک از زبان وکیل جوانی به نام «درویل» بیان می شود.درویل در پی آن است که «کامیل،» دختر «ویکنتس دو گرانلیو،» را از نحوه‌ی تباهی زند‌گی «کنتس دورستو،» مادر «ارنست دورستو،» - که کامیل به او دل‌بسته است – و نیز جزییات ثروتی که به زودی به ارنست خواهد رسید آگاه کند.
انوره دو بالزاک با روایت زندگی گوبسک و کنتس دورستو به جامعه‌ هشدار می‌دهد پول اندک اندک بر تمام مناسبات اجتماعی و خانواد‌گی آن‌ها تاثیر گذاشته و بر تمام شئونات آنان فرمان‌روایی خواهد کرد.

گبسک رباخوار - انوره دو بالزاک

روزیکه من آخرین وجه را از قرض خود به او پرداختم، با مراعات بعضی نکات فن سخنوری از او سوال کردم، چه احساسی او را برانگیخته است که مرا وادارد سود عظییمی را بپرردازم و به چه علت، نیکوکاری کاملی برای مدیون کردن من، که دوستش بودم، ننمود؟
گبسک پاسخ داد:
- فرزندم، من ترا از حق شناسی معاف کردم و به تو حق دادم که تصور بکنی، به من هیچ مدیون نیستی. بنابراین ما بهترین دوستان دنیا هستیم.

ثروتمندان برای حفظ دارائی خود دادگاهها و قضات را اختراع کرده اند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب گبسک رباخوار - انوره دو بالزاک