پیامبر - جبران خلیل جبران

پیامبر نوشته جبران خلیل جبران شامل اندرزهایی در قالب شعرهای منثور است. مردی خردمند به نام المصطفی که بعد از سالها زندگی در تبعید در جزیره‌ای خیالی برای بازگشت به میهنش منتظر یک کشتی است که مردم جزیره از او می‌خواهند حکمتش را با آنان در میان بگذارد و از سوال‌های بزرگ زندگی مانند عشق، خانواده، کار و مرگ بگوید.

پیامبر - جبران خلیل جبران

چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق .

و آن هنگام که با شما سخن گوید ، یقین کنید کلامش را،
گر چه آوای او چینی رویای شما در هم کوبد و فرو ریزد، آنچنانکه باد شمال، صلابت باغ را.

هشدار! عشق است که بر تخت می نشاند و به صلیب می کشاند. و هم او که سرچشمه رویش است؛ حَرَس می کند.

چیزی به تحفه نمی دهد عشق، مگر خویش را، و نمی ستاند، مگر از خویشتن.
نه بندی تملک است و نه سوداییِ تصاحب،
که عشق را، عشق، کفایت است و نهایت.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب پیامبر - جبران خلیل جبران