مهمانسرای دو دنیا - اریک امانوئل اشمیت

«مهمانسرای دو دنیا» نمایشنامه ای از اریک امانوئل اشمیت، داستان قرار گرفتن چند انسان بر اثر حادثه ای در مهمانسرایی میان دو دنیا است. مرد جوانی به نام ژولین به واقعی‌بودن دنیای پیرامونش اعتقاد ندارد. او به‌طور اتفاقی با شخصیتهای دیگری در نمایشنامه، که هرکدام در اثر حادثه ای بین مرگ و زندگی قرار دارند در مهمانسرایی بین دو دنیا گیر می‌افتند و ...
در توضیح پشت جلد آمده است:
«هیچ یک نمی دانند چگونه گذرشان به مهانسرای دو دنیا افتاد و چه زمانی از آن خارج خواهند شد و سرانجام به کجا خواهند رفت. شخصیت ها در این مکان راز آمیز گرد هم آمده اند تا درباره زندگی خود تأمل کنند و به دغدغه های همیشگی بشر بیندیشند.نمایشنامه ی «مهمانسرای دو دنیا» حکایتی است پر رمز و راز، شگفت انگیز و غافلگیر کننده در فضایی میان رویا و واقعیت، مرگ و زندگی، کمدی و تراژدی»

مهمانسرای دو دنیا - اریک امانوئل اشمیت

 

خودم خوب میدونم کله ام برای افکار بزرگ زیادی باریکه. ولی با این حال اقلاً ای کاش تنگ تر بود و اونقدر احمق بودم که خودم حالیم نشه. خواهرم این طوریه. تا این حد احمق قاعدتاً دیگه نباید حرف بزنه٬ باید جو بخوره. اما اون آی حرف میزنه!... نه هیچی باعث تعجبش میشه و نه کسی میتونه جلودارش شه. آدم باید اینطوری باشه. من فقط اونقدر باهوشم که بتونم عذاب بکشم...

بی اشتهایی چه بسا بدترین دردهاست. وقتی سیر به دنیا می آین٬ قبل از اینکه فریاد بزنین دهنتون رو پر خوراکی می کنن٬ پیش از اینکه درخواست کنین بوسه می گیرین٬ قبل از اینکه پول درآرین خرج میکنین٬ اینها آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیاره. برای ما بی اقبال ها، چیزی که زندگی رو اشتها آور می کنه اینه که پر از چیزاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب مهمانسرای دو دنیا - اریک امانوئل اشمیت