معصومه شیرازی - محمدعلی جمالزاده‌

معصومه شیرازی اثری از محمدعلی جمالزاده‌، حکایت دختری به نام معصومه است که پس از مرگ در دادگاه الهی حاضر شده و سرگذشت خود را بیان میکند. معصومه دختری که همراه خانواده اش از شیراز قصد زیارت امام رضا را دارند و در راه بر اثر بیماری و حملۀ راهزنها پدر و مادرش را از دست داده و مسیر زندگیش تغییر می کند.

معصومه شیرازی - محمدعلی جمالزاده‌

خدایا حالا که حرف زن به میان آمده، زبانم لال، بگذار بگویم که اصلاً در خلقت به ما دخترهای حوا ظلم شده است.
مگر دختر چه گناهی کرده که وقتی زن آبستن می شود مدام دعا میکند که دختر نباشد. برای چه ما زنها باید هر ماه باج ضعف و ناتوانی خود را بصورت مقداری از خون خودمان نثار طبیعت غدار بکنیم. آمدیم و راستی عقلمان کوتاه و گیسمان دراز باشد. تازه تقصیر با کیست. میگویند اهل مکر و خدعه ایم. اگر مکار بودیم اینطور ذلیل نمی شدیم. هنوز عروسکیم که عروس میشویم و هنوز دهانمان بوی شیر میدهد که باید بچه شیر بدهیم. کدام حیوانی است که نه ماه تمام آبستن باشد و کدام جانوری است که بچه اش را یک سال و دو سال شیر دهد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب معصومه شیرازی - محمدعلی جمالزاده‌