چرا مسیحی نیستم - برتراند راسل

چرا مسیحی نیستم شامل یک سلسله افکار فلسفی خاص و نظریات شخصی برتراند راسل است.
در قسمتی از مقدمه کتاب آمده:«تجدید انتشار مقالات متعددی از من که با مطالب دینی ارتباط پیدا می کند به وسیلۀ پروفسور ادوارد به خصوص که دیباچه قابل تمجیدی بر آن، نیز نوشته است موجب کمال تشکر گردید...
من فکر می کنم که تمام ادیان بزرگ جهان – بودائیسم، هندوئیسم، مسیحیت و کمونیسم – هم مضر و هم نادرستند...
ضرر ناشی از مذهب بر دو قسم می باشد، یکی ارتباط دارد با نوع عقیده ای که تصور می شود باید تسلیم آن عقیده بود، و دیگری مربوط است به اصول خاص عقاید به طور کلی در خصوص نوع عقیده این فکر وجود دارد که شخص پاکدامن و پرهیزکار دارای ایمان و دیانت است – یعنی باید گفته شود که ایمان و عقیده ای در شخص به وجود می آید که با روبرو شدن با مدرک مخالف آن ایمان هرگز نمی لرزد. یا، چنانچه مدارک مخالف موجب ایجاد شک و تردید گردد، بایستی آن مدارک مضمحل و نابود گردند. در چنین زمینه ای جوانان امریکایی مجاز به شنیدن مطالب مربوط به کمونیسم و جوانان اهل شوروی مجاز به مطاله مسائل مربوط به سرمایه داری نمی باشند. و این عدم اجازه از یک سو ایمان و عقیده هر دو طرف را نسبت به معتقدات خویش دست نخورده نگهداشته و از سوی دیگر آنها را برای مبارزه ای که مستلزم تلفات از هر دو دسته باشد آماده می کند.
چنانچه بررسی و تحقیق آزادانه نتواند موجب ایجاد اعتقاد نسبت به هر یک از دو عقیده شود، مستند مهمی که موجب تمایل به دسته ای می گردد، آنست که عموم مذاهب که در عین حال الهام بخش تمام سیستم های تعلیماتی دولتی می باشد در نظر گرفته می شود. در نتیجه افکار جوانان از رشد بازمانده و پر از دشمنی های ناشی از تعصبات مذهبی می گردد، و این خصومت ها هم نسبت به متعصبین طرف مقابل است و هم شدید تر نسبت به کسانی که به این گونه تعصبات اعتراض کنند...
اگر این موضوع عمومیت پیدا کند که فقط در قبال مدارک و دلایل مجاب شویم، و آن درجه استحکام برای آنها قائل شویم که دارای آن می باشند، اغلب امراض اجتماعی که دنیا با آن روبرو است و از آنها رنج می برد معالجه می شوند. لیکن در حال حاضر در اغلب از کشورها، هدف از تعلیم و تربیت جلوگیری از رشد افکار الذکر است، و کسانی که از بیان عقاید بی اساس خودداری می کنند برای تربیت جوانان نامناسب تشخیص داده می شوند. فساد مذکور در فوق مستقل از عقیده مخصوص هر دسته ای بوده و به طور مساوی قاطعاً در تمام گروه ها وجود دارد. اما همچنین در اغلب از ادیان اصول عقاید خاصی که به طور قطع مضر می باشد وجود دارد...»

چرا مسیحی نیستم - برتراند راسل

فرق آزادیخواه و غیر آزادیخواه آنست که آزادیخواه میل دارد تمام مسائل تجزیه و تحلیلی شده و نقطه ابهامی در درک آنها باقی نماند ولی غیر آزادیخواه، می گوید بعضی مسائل کاملاً غیرقابل بحث بوده و لذا نباید مطلبی دربارۀ آنها گفته یا شنیده شود.

ستمگری زاده ترس است، بنابر این بی جهت نیست که مذهب و ستمگری پیوسته دست در دست هم پیش رفته اند. در جهان کنونی اینک می توانیم اندکی از مسائل را بفهمیم و با توسل به علم، تا حدودی بر آنها مسلط شویم و این گام به گام راه خود را بر خلاف مسیحیت، کلیساها و همه احکام مذهبی باز می کند. علم به ما کمک می کند تا از این ترس خفت بار که در آن نسلهای بسیار زیادی از بشر زندگی کرده اند؛ خلاص شویم. علم به ما یاد می دهد و به عقیده من قلبهای ما می توانند به ما بیآموزند که دیگر به دنبال اوهامات و مستندات خیالی، یا هم پیمانانی در آسمانها نباشیم، بجای آنها در همین جهان واقعی با کوشش خودمان، دنیا را مکان مناسبی برای زندگی کنیم؛ بجای مکانی که کلیساها در تمام این قرن ها برای ما خلق کرده اند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب چرا مسیحی نیستم - برتراند راسل