مائده‌های زمینی - آندره ژید

مائده‌های زمینی کتابی از آندره ژید در ستایش شور و عشق، نگاهی به تمام جلوه‌های هستی و غنیمت شمردن لحظات است؛ «کاش کتابم به تو بیاموزد که بیشتر از این کتاب به خود بپردازی... و سپس بیشتر از خود به دیگر چیزها» این است آن چه پیش از این، بایستی در مقدمه، و در آخرین جملات «مائده ها» خوانده باشی. پس چرا خود را ملزم به تکرار آن کنم؟

مائده‌های زمینی - آندره ژید

ناتانائیل...کی گفته ام که می خواهم همانند من باشی؟ تو را برای این که چون من نیستی، دوست دارم...
گمان مبر که کسی دیگر نتواند بر حقیقت «تو» دست یابد. بیش از هر چیز از چنین پنداری شرمسار باش...
نگرش خود را بجوی. آنچه را دیگری نیز می تواند به خوبی تو انجام دهد، انجام مده.آنچه را که دیگری می تواند به خوبی تو بگوید و بنویسد، مگو و منویس. در درون خویش تنها به چیزی دل ببند که احساس می کنی در هیچ جا، جز در تو نیست و از خویشتن، با شکیبایی یا ناشکیبایی، آه! موجودی بیافرین که جانشینی برایش متصور نباشند.

چگونه پی نبرده ای که هر سعادتی زاده ی تصادف است و در هر لحظه، همچون گدایی بر سر راهت ظاهر می شود. بدا به حالت اگر بگوئی که خوشبختیت مرده است...
هرجا که نمیی توانی بگویی، چه بهتر، بگو؛ عیبی ندارد. در این گفته نویدی بزرگ برای خوشبختی نهفته است.
برخی لحظه های سعادت را هدیه ی خدا می دانند و برخی دیگر آن را هدیه ی «چه کس» دیگری؟...
ناتانائیل، خدا را از خوشبختی ات جدا مدان.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب مائده‌های زمینی - آندره ژید