مسئلۀ اسپینوزا - اروین د.یالوم

«مسئلۀ اسپینوزا» نوشتۀ  اروین د.یالوم، دو ماجرای موازی را در دو دوره متفاوت دنبال می کند. زندگی «بنتو اسپینوزا» فیلسوف مشهور هلندی و دیگری هم ماجرای نظریه پرداز نازی «آلفرت روزنبرگ» است که در جریان جنگ جهانی دوم، تاسیس یک نردبان نژادی انسانی برای توجیه سیاستهای نژادی هیتلر را بر عهده داشت.

فردريش گفت: بيا ببينيم درباره ى رهايى فرد از اثر و نفوذ ديگران چه گفته است. يادداشتهايش را بررسى كرد و گفت:اين يكى از مسائلى است كه گوته از اسپينوزا آموخت. بندى از فصل چهارم، در خصوص بندگى انسان يا قوت عواطف: «وقتى كسى تحت سلطۀ عواطف خويش است، مالك خودنيست، بلكه تا آن حد دستخوش اتفاق است كه، با اينكه بهتر را مى بيند، غالباً مجبور مى شود از بدتر پيروى كند»
آلفرد تو تحت سلطۀ عواطف خود هستى و امواج اضطراب و ترس و حقير ديدن خودت به تو ضربه مى زند. اسپينوزا ادامه مى دهد كه اگر عزت نفس تو بر اساس عشق و محبت افراد بسيارى باشد، آنگاه هميشه مضطرب خواهى بود، زيرا چنين عشقى ناپايدار است. او به اين مسئله به عنوان «عزت نفس تهى» اشاره مى كند.
گوته و اسپينوزا هر دو تأكيد دارند كه ما نبايد سرنوشت خود را با چيزى فسادپذير يا ناپايدار گره بزنيم. اسپينوزا توصيه مى كند كه به چيزى فسادناپذير و ابدى عشق بورزيم.
بنابراين در زندگى مهم است كه بيش از هر چيزى فهم يا تعقل را كامل كنيم...

ما بايد جوياى آرامش درونى يا رهايى از درد و رنج هيجانى باشیم. اپيكور، متفكر و خردمند يونان باستان اشاره مى كند كه نيازهاى افراد خردمند اندك هستند و به سادگى و راحتى ارضا مى شوند، در حالى كه افرادى با تمايل عميق و ريشه دار براى قدرت و ثروت، هرگز به آرامش خيال دست نمى يابند، زيرا تمايل زاياست. هرچه بيشتر داشته باشى، داشته هايت بيشتر تو را به سوى خود فرا مى خوانند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب مسئلۀ اسپینوزا - اروین د.یالوم