کشیش دهکده - انوره دو بالزاک

کشیش دهکده رمانی از انوره دو بالزاک می باشد. سویا و همسرش با زندگی پر از قناعت و صرفه جویی در تمام عمر، ثروتشان را بعنوان جهیزیه به دخترشان ورونیک داده و با آقای گرالن ثروتمندترین مرد شهر، ازدواج می کند. خانم گرالن(ورونیک) از نظر مردم پاکترین و باکمال ترین زنان شهر محسوب می شود و...
در داستان با دو چهره متفاوت از شخصیت اصلی داستان روبرو هستیم زنی پاک از نظر دیگران و در اواسط داستان و بعد از حضور کشیش دهکده (دوبونه)، زنی پاک و بی ریا و قدیسه.

کشیش دهکده - انوره دو بالزاک

کشیش جوان به کشیش دهکده گفت:
- اگر مردم اینجا تا این اندازه مومن و معتقدند پس چرا کلیسای شما لخت و برهنه است؟
- افسوس آقا من شهامت این را ندارم تا پولهائی را که باید به مصرف فقرا برسانم برای کلیسا خرج کنم.

این موجودات قشنگی که شما چیده اید تا بر روی سینۀ من و یا در لابلای گیسوانم مکان گیرند و سرانجام پژمرده بشوند و از بین بروند مرا به یاد گلهایی می اندازند که در جنگلها پا به جهان می گذارند و در همان جا جان میسپارند بدون اینکه کسی حتی نیم نگاهی بر آنها افکنده و یا عطرشان را استشمام کرده باشد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب کشیش دهکده - انوره دو بالزاک