خيانت اينشتين - اریک امانوئل اشمیت

«خيانت اينشتين» نمایشنامه ای از اریک امانوئل اشمیت می باشد.
در توضیح پشت جلد آمده است: «در سواحل دریاچه‌ای در نیوجرسی، دو آدم با یکدیگر روبه رو شده و به صحبت می پردازند. یکی از آنان آلبرت اینشتین، نابغه‌ی قرن بیستم و دیگری ولگردی بریده از جامعه است.
در این دیدار اینشتین وضعیت دشوار خود را معرفی می‌کند. او به‌ عنوان فعال صلح از نتایج وحشتناک فعالیت‌های نظری خود آگاه است و از تولید اولین بمب اتمی به‌ دست هیتلر و نازی‌ها می‌ترسد.
آیا او باید باورهای خود را نفی کند و روزولت را خبردار کند تا امریکا برنده‌ مسابقه دست‌یابی به سلاح کشنده شود؟ او به ‌عنوان یک آلمانی، یک هوادار چپ... شاید یک خائن، که شک اف‌بی‌آی را برانگیخته از چه جبهه‌ای باید طرفداری کند؟
در این کمدی هوشمندانه و جدی و گاهی خنده‌دار اریک امانوئل اشمیت کشمکش اخلاقی مرد نابغه‌ای را مجسم می‌کند که به‌ رغم میل خود مخترع ماشین نابودی جهان است»

خيانت اينشتين - اریک امانوئل اشمیت

دوره گرد: آقای اینشتین، شما خیلی اتفاقاتو به دل می گیرید. کسی از شما نخواسته که بار انسانیت رو به دوش بکشید.
اینشتین: من اصلاً استعداد بی خیالی رو ندارم. دنیا رو کسانی که بدی می کنن نابود نمی کنن، کسایی که بی تفاوت تماشا می کنن، نابود می کنن.

دوره گرد: اوه! تو آلمان کتابای شما رو تو ملأ عام سوزوندن؟
اینشتین: لذت بردم از این افتخار. هیتلر اگر قادره نوشته های ما رو خاکستر کنه، اندیشه رو نمیتونه بسوزونه، چون اندیشه آتیشه.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب خيانت اينشتين - اریک امانوئل اشمیت