هبوط - علی شریعتی

گفتند بیعت کن! نکردم، گفتند بمان! نماندم، گفتند بخواه! نخواستم. رنجم دادند، اسیرم کردند،بی نامم کردند، بدنامم کردند، مجروحم کردند تا تسلیمم کنند و تسلیم نشدم، تا رامم کنند، رام نشدم، تا بشوم، نشدم، تا در غربت ماندگار شوم، تا با شب خو کنم.
همان ناشناسی که دلم را با او آشنا می یافتم نگذاشت تا با این آشناها که دلم با آنها بیگانگی می کرد بمانم.

نوشتن دیدگاه