هانریت - انوره دو بالزاک

هانریت رمانی از انوره دو بالزاک است. سرگذشت زندگی زنی به نام «جیزل» است که پرستار دختر «آرماند شویل» کارخانه دار ثروتمندی می شود. آرماند با وعده ازدواج جزیل را می فریبد و بعد از بارداری جزیل مرد فریبکار تن به ازدواج نمی دهد و جیزل با دلی شکسته آنجا را ترک میکند (شروع داستان با کتاب «زن بیگناه» اثری دیگر از بالزاک مشترک است) جزیل کودک خود «هانریت» را بعد از تولد به عمه خود سپرده و با کارگر ماهری به نام گاسپار که عاشق اوست ازدواج می کند اما از راه غرور و شرمساری حاضر نمی شود تولد کودکش را به او اعتراف کند و...
این کتاب تاثیر تصمیمات اشتباه و عواقب آن در زندگی، و پیچیدگی قضاوت های انسانی را بیان می کند.

هانریت - انوره دو بالزاک

جاک با بدنی لرزان قیافه معصوم جزیل را در نظر مجسم ساخت، نگاه ترحم آمیز او را چون کوهی سنگین تحمل کرد و با خود گفت: این زن چه موجود بزرگواری است که برای حفظ شرافت خود در برابر این توفان سهمگین پایداری نموده است و خداوند چه بزرگ و توانا است که وقتی بلا را نازل می کند قدرت تحمل را هم به بندگانش ارزانی می دارد. 

انسانها با هم در همه چیز تفاوت دارند.گاهی انسانی سختی و ریاکار زندگی دختری را دستخوش هوسهای خود می سازد، در مقابل آن انسانی فداکار برای آسایش یک زن حتی از عشق پاک خود می گذرد.
آسمان و زمین به هم شباهت ندارند و جهان از تضادهای زیاد ساخته شده است.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب هانریت - انوره دو بالزاک