گریز از سرزمین امن - ریچارد باخ

«گریز از سرزمین امن» کتابی از ریچارد باخ، داستان کودکی به نام دیکی که در واقع کودکی خود نویسنده در نه سالگی است. باخ از طریق دیکی تجربیات و احساسات و خاطرات خود را بازگو می کند و سعی دارد با كودك درونش (دیکی کودکی) ارتباط برقرار کرده و ماجراها و احساسات خود را از زبان او مطرح می کند.

گریز از سرزمین امن - ریچارد باخ

یک کلمه، یک کلمه را به خاطر بسپار و دیگر مشکلی نخواهی داشت، کلمه «متفاوت» را به یاد داشته باش. تو با هر کس دیگر در دنیا فرق داری...!

اگر ريسكي در كار نبود، اگر مي دانستی كه باختي در كار نيست، اگر اخر بازی را مي دانستی آيا باز هم بازي لطفی داشت؟
لطف آن در ندانستن آن است.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب گریز از سرزمین امن - ریچارد باخ