عشق کیمیاگر - انوره دو بالزاک

عشق کیمیاگر(در جستجوی مطلق) رمانی از انوره دو بالزاک می باشد. داستان مردی به نام «بالتازار» از خانواده اشرافی معروفی به نام«کلائس ها» است. این مرد بعد از پانزده سال زندگی مشترک در خوشبختی، به دنبال علم شیمی می رود و آزمایشات، او را از خانواده غافل کرده و در عرض چند سال ثروت خانواده را برای تهیه مواد آزمایشگاهی از بین می برد و...
افراط در هر چیزی حتی در علم، باعث غفلت از اهداف و موجب بازماندن از ضرورت ها می شود.

عشق کیمیاگر - انوره دو بالزاک

امانوئل روزنامه را گشود و مقاله مربوط به انعقاد قراردادی با یک ریاضی دان مشهور لهستانی در مورد کشف مطلق بود، برای مارگریت قرائت کرد با آنکه امانوئل تمام مقاله را بنا به خواهش مارگوریت آهسته قرائت می نمود، ولی بالتازار همه را شنید. ناگهان پیرمرد دست منقبض شده اش را با خشم بلند کرد و با صدای بلند عبارت مشهور و برجستۀ آرشیمید دانشمند نامی جهان که گفته بود: "EUREَKA" یعنی بدست آوردم را به زبان جاری ساخت.
دوباره روی تختش افتاد و بدن بی حس و سنگینش را به آن تسلیم کرد و در حالی که نالۀ شدیدی سر می داد، نفسش بند آمد و چشمان لرزانش تا لحظاتی که دکتر آنرا می بست حاکی از تاسفی بود که نتوانست به علم مورد نظرش دست بیابد، در نتیجه وجودش زیر چنگال مرگ برای همیشه متلاشی شد.

پول و نجابت مانند دو لوستری هستند که با هم روشن می شوند و بدین ترتیب درخشندگی را چندین برابر می کنند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب عشق کیمیاگر - انوره دو بالزاک