دختر کشیش - جورج اورول

«دختر کشیش» رمانی از جورج اورول، داستان دختر کشیشی است که تحت تعلیمات خشک و تحجر گرایانهٔ پدرش بزرگ شده است و زندگیش به امور خانه، کلیسا و نیازمندان خلاصه می شود و در این زندگی کسالت بار هرگز اتفاق تازه ای رخ نمی دهد. تا اینکه دوروتی (دختر کشیش) با مردی نه چندان خوشنام به نام واربورتون هم صحبت می شود. معاشرت دوروتی با واربورتون او را با دنیای بیرون از کلیسا، زشتی ها و زیبایی هایش مواجه می سازد. دوروتی پس از بودن دراز مدت در محیط افکار و اندیشه های پدرش توانایی استدلال و تفکیک و خلق دنیایی نو را ندارد و این تناقضات باعث فراموشی موقتش می گردد و...

دختر کشیش - جورج اورول

- ریا و تزویر کردن نگرانت ساخته است؟
- قسمتی از مشکل من همین است. همیشه باید به آنچه اعتقاد ندارم تظاهر کنم. مطمئن هستم نمی توانی ماهیت این کار را درک کنی. ولی شاید تزویر کار بودن - این نوع تزویر کاری - بهتر از چیزهای دیگری باشد.
- چرا می گویی این نوع تزویرکاری؟ منظورت این نیست که تظاهر به دینداری، جایگزین خوبی برای دینداری است؟
- بلی فکر میکنم منظورم همین است. شاید تظاهر به دینداری در حالی که اعتقادی به آن نداری، از بیان آشکار بی ایمانی و سوق دادن احتمالی افراد به بی ایمانی بهتر باشد.
- دوروتی عزیزم، اگر ناراحت نمی شوی باید بگویم ذهن تو بیمار است. نه، این کلمه ی خوبی نیست، از بیماری فراتر است؛ دچار فساد و تباهی شده است. تو از عقاید مضحکی که از طفولیت وجودت را فرا گرفته خلاص شده ای با وجود این، معتقدی که زندگی بدون آنها پوچ و بی معنی است.

دوروتی وقتی به سهولت یافتن کار در این لحظه و تلاش بی نتیجه سه هفته قبل خود برای یافتن شغل فکر کرد، از این تضاد شگفت زده شد. قدرت جادویی پول، همه ی مشکلات را برایش حل کرد. در واقع، این موضوع او را به یاد بذله گویی آقای واربرتون انداخت که می گفت اگر در اوّل هر سطری به جای کلمه ی نیکوکاری پول را بنویسیم آن بخش ده بار بهتر از قبل دارای معنی و مفهوم می شود.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب دختر کشیش - جورج اورول