دشمن عزیز - جین وبستر

«دشمن عزیز» رمانی از جین وبستر، به نوعی ادامه کتاب بابالنگ دراز و با همان سبک و سیاق می باشد.
جودی و جرويس پندلتون که رئیس هیات امنای پرورشگاه است، در فکر افتاده اند که تحولی بنیادی در آنجا به وجود آورند و از «سالی مک براید» می خواهند مسئوليت اين كار را به عهده بگيرد.
این کتاب نامه‌های «سالی مک براید» برای جودی ابوت است و از اتفاقات نوانخانه و رابطه اش با دكتر پرورشگاه برای او سخن می‌گوید.

دشمن عزیز - جین وبستر

اگر بخشیدن به این معناست که قول بدهی دیگر هرگز از چیزی حرف نزنی، بدون شک می توانم از عهده اش برآیم. ولی همیشه عاقلانه ترین کار این نیست، که خاطره ای ناخوشایند را در دل خودت حبس کنی. چون آن خاطره در وجود تو رشد می کند و باز هم رشد می کند و مثل سم در تمام بدنت جاری می شود.

به نظر تو مردها موجودات خنده آوری نیستند!؟
وقتی می خواهند برای تعریف از تو آخرین زورشان را بزنند، با ناشیگری به تو می گویند که یک مغز مردانه داری!

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب دشمن عزیز - جین وبستر