ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ - اریک امانوئل اشمیت

«ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ» رمانی از اریک امانوئل اشمیت می باشد. بازرگانی که برای تجارت به چین رفته است با خانم مینگ آشنا می‌شود که تمام فکر و ذکرش ده فرزندش می باشد. تاجر که از قوانین کشور چین آگاه است٬ با پرس و جوی بیشتر مطمئن می شود که امکان داشتن بیش از یک فرزند در کشور چین برخلاف قانون است...
در توضیح پشت جلد آمده است: «خانم مینگ دوست دارد درباره ی ده فرزندش که در نقاط مختلف کشور پهناور چین زندگی می کنند٬ حرف بزند. آیا او در کشور تک فرزندی٬ افسانه می بافد؟ قانون را دور زده است؟ در جنونی خفیف فرو رفته است؟ اگر این بچه ها خیالی نباشند چه؟»

ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ - اریک امانوئل اشمیت

 

پسرم، به نظر من مساله این است: چرا مردم حقیقت را تحمل نمی کنند؟
اول، به خاطر اینکه حقیقت آنها را سرخورده می کند. دوم، به خاطر اینکه حقیقت معمولاً سودی ندارد. سوم، به خاطر اینکه حقیقت چندان طاهر درستی ندارد؛ دروغ ها اغلب راحت تر سرهم بندی می شوند. چهارم، چون که حقیقت آزار دهنده است. من نمی خواهم که تو جنگ راه بیندازی و در حالی که فکر میکنی صلح را گسترش می دهی.
- مامان، چه کار کنم؟ دروغ بگویم؟
نه، سکوت کن. سکوت دوستی است که هرگز خیانت نمی کند.

کارگاه عروسک نوزاد که خانم مینگ در آن جا مشغول بوده، مرا تحت تاثیر قرار داد.. صندوق های بزرگ میله ای اعضای صورتی رنگ بدن را حمل می کردند، یکسان و طبقه بندی شده: صندوق سرها، صندوق بالاتنه ها، صندوق بازوهای راست، صندوق بازوهای چپ، صندوق پاهای راست، صندوق پاهای چپ. می توان گفت یک کشتارگاه معکوس بود، جایی که موجودات تکه تکه وارد می شدند و کامل خارج می شدند. هزاران نوزاد هر روز این جا متولد می شدند. کنار در خروجی، بدن های روی هم تلنبار شده را مشاهده کردم: چنان شخصیت های واقعی را منعکس می کردند که از تجمع آن ها در یک جا شوکه شده بودم. شباهت آن ها هم مرا مات و مبهوت می کرد...
رفتم تا عروسک های نوزاد را بررسی کنم. فردا، به محض این که کودکی انتخابشان کند، از هم متفاوت می شوند، سرشار از عشق، سرنوشتی برایشان حک می شود، با تجربه از هم متمایز می شوند. این تخیل است که متمایز می کند، تخیل از ابتذال و تکرار و یکنواختی جلوگیری می کند. در سرنوشت اسباب بازی ها سرنوشت انسان ها را پیدا کردم: تنها تخیل است که با تولید خیالات و سعی در ایجاد رویاها، انسان های بدیع و خلاق می سازد، بدون آن، ما به هم نزدیک ایم، زیادی نزدیک، مشابه، دمر افتاده روی همدیگر در صندوق های واقعیت.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ - اریک امانوئل اشمیت