کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد - گابریل گارسیا مارکز

«کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد» کتابی از گابریل گارسیا مارکز، داستان سرهنگ پیری است که برای خدمات‌اش در یک جنگ داخلی، سال‌ها در انتظار رسیدن نامه‌ای از طرف دولت به سر می‌برد تا مبلغی به عنوان مستمری برای او در نظر گرفته شود...
«کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد» به همراه هشت داستان دیگر:«تدفین مادربزرگ»، «در یکی از همین روزها»، «در این شهر دزدی وجود ندارد»، «بعدازظهر شگفت انگیز بالتازار»،«بیوه مونتایل»، «یک روز پس از شنبه»، «گل های رُز مصنوعی»، «مراسم تدفین مادربزرگ» در این کتاب به چاپ رسیده است.

کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد - گابریل گارسیا مارکز

مامور پست، نامه های شخصی دکتر را به او داد و بقیه ی نامه ها را به داخل کیسه برگرداند و در آن را مجدداً بست. دکتر آماده ی خواندن دو نامه ی دریافتی اش می شد، اما پیش از اینکه در پاکت را باز کند، نگاه اش متوجه سرهنگ شد. به پست چی نگریست: «نامه یی برای جناب سرهنگ نیآمده است؟»
سرهنگ با حالتی نگران متوجه مامور پست بود. او نیز بدون این که به طرف سرهنگ نگاه کند، گفت: «کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد»

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد - گابریل گارسیا مارکز