چشم گربه - مارگارت اتوود

«چشم گربه» نوشتۀ مارگارت اتوود، داستان نقاش میانسالی است که بعد از سالها به زادگاهش تورنتو باز ممیگردد تا در نمايشگاه مرور آثار خود حضور يابد. او هم زمان خاطرات گذشته اش را به یاد می آورد و سرگذشت‌های هنری و سیاسی‌اش را در ذهن مرور می‌کند.
کتاب بیانگر فریاد دردناک کسانی است که در جست‌وجوی شخصیت درونی آزاد و پاک خود هستند.

چشم گربه - مارگارت اتوود

زیاد دانستن در مورد آدم ها باعث می شود تحت تسلط آنها دربیایید، در موردتان مدعی می شوند، مجبورید دلایل آنها را برای انجام کارهایشان درک کنید و همین آدم را ضعیف می کند.

یکبار در جنگ خودم به سمت یکی شلیک کردم و او را کشتم٬ از این ناراحت نیستم که چرا او را کشتم٬ از این ناراحت هستم که چرا به راحتی توانستم این کار را انجام بدهم.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب چشم گربه - مارگارت اتوود