بابا لنگ‌دراز - جین وبستر

بابا لنگ‌دراز رمانی از جین وبستر، داستان دختر جوانی به نام «جودی آبوت» است. جودی برای حامی خود که هرگز او را ندیده‌ و مردی ثروتمند و خیّر است، نامه می‌نویسد...

بابا لنگ‌دراز - جین وبستر

بابا لنگ دراز عزيز. شما كجا هستيد. شما را به خدا به ياد من باشيد. من خيلی تنها هستم و دلم مي‎خواهد يك نفر به ياد من باشد. آه بابا كاش شما را مي‎شناختم آن وقت هرگاه يكی از ما غمگين بود يكديگر را دلداری می‎داديم... من بيماری تنهايی دارم و تشنه خانواده هستم.

خیلی مشکل است آدم بخواهد تمام وقت مراقب خودش باشد تا آنچه احساس می کند نگوید.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب بابا لنگ‌دراز - جین وبستر