بینوایان - ویکتورهوگو

بینوایان رمان معروف ویکتور هوگو نویسنده سرشناس فرانسوی است.
ژان والژان شخصیت اصلی رمان برای دزدیدن یک قرص نان به ۵ سال زندان محکوم شده و بعد از ۴ تلاش ناموفق برای فرار از زندان ۱۲ سال به محکومیتش اضافه شده است.ژان والژان بعد از ۱۹ سال به قید قول شرف از زندان آزاد می‌شود به دلیل محکومیت سابقش جامعه او را نمی‌پذیرد. او با اسقف مایرل روبرو می‌شود، کسی که با نشان دادن بخشش خود و تشویقش به مرد جدیدی شدن، او را به زندگی باز می‌گرداند و..

بینوایان

ژان والژان هنگامی که از خانة اسقف بیرون می آمد، از هر آنچه تا آن موقع افکارش به شمار می رفت خارج و دور بود. نمی توانست حساب کند که در وجودش چه می گذرد. در قبال کردار ملکوتی و در قبال کلمات دلنشین پیرمرد، سرسختی می ورزید. «شما به من قول داده اید که مرد با شرفی باشید. شما از این پس به بدی تعلّق ندارید و متعلّق به خوبی هستید. من جان شما را از شما می خرم، آن را از جوهر فساد می رهانم و به خدای مهربان تسلیمش می کنم.»...

آزادی ما از نقطه‌ای شروع می‌شود که آزادی دیگران پایان می‌یابد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب بینوایان - ویکتورهوگو