آري اينچنين بود برادر - علی شریعتی

علی شریعتی  بعد از سفر به مصر و بازدید از اهرام ، پس از مشاهدۀ سنگهای متفرق در نزدیکی اهرام متوجه میشود آنها دخمه هایی است که بردگان جان باخته در زیر بار سنگین سنگها در آنها مدفون شده اند، شریعتی  نامه ای خطاب به این بردگان رنج کشیده می نویسید. نامه ای که با برده داری در مصر باستان شروع شده و به برده داری بعد از آن در طول تاریخ پرداخته و سرانجام دربارهٔ برده‌داری در دوران معاصر سخن می گوید...

آري اينچنين بود برادر

برادر ! تو اربابت را به سادگي مي شناختي و درد شلاقي را كه مي خوردي ، به سادگي احساس مي كردي ، و مي دانستي كه برده اي و چرا برده اي و كي برده شدي و چه كساني برده ات كرده اند. و ما اكنون با سرنوشتي هم رنگ سرنوشت تو بي آنكه بدانيم كي ما را به بردگي اين قرن كشانده است و از كجا غارت مي شويم و چگونه به تسليم ، به انحراف انديشه و به عبوديتهاي زميني دچار شده ايم .
اكنون نيز ما را چون چهارپايان، نه تنها به بردگي مي كشند كه به بهره كشي گرفته اند . پيش از عصر تو و بيش از نسل تو ، بهره مي دهيم . همه اين قدرتها ، سرمايه ها ، نظامها ، ماشين ، كاخهاي بزرگ جهان ، و همه اين سرمايه هاي عظيم و غني و ثروت توليد را ، با پوست و گوشت و خون و رنج و پريشاني و محروميتمان مي چرخانيم ، و سهممان فقط تا اندازه اي كه كار فردا را بتوانيم .
بيش از عصر تو ، محروميم و ظلم و تبعيض طبقاتي و ستم ، بيش از زمان تست ، اما با چهره تازه و پيرايه هاي تازه تر...

و اكنون برادر ما در برابر اين نظامهاي حاكم ، كوزه هاي خالي زيبايي شده ايم كه هر چه مي سازند ، مي بلعيم .
اكنون به نام فرقه ، به نام خون ، به نام خاك و به نام خود او و مخالف او قطعه قطعه مي شويم ، تا هر قطعه اي لقمه اي راحت الحلقوم دهانشان باشيم تفرقه . تفرقه ...

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب آري اينچنين بود برادر - علی شریعتی