بلم سنگی - ژوزه ساراماگو

بلم سنگی رمانی از ژوزه ساراماگو می باشد. شبه‌جزیره ایبری که شامل اسپانیا و پرتغال است از اروپا جدا شده و بر روی اقیانوس اطلس شناور می شود.
- (ژوانا کاردا) با یک شاخه نارون خطی روی زمین می‌کشد که پاک نمی‌شود.
- (ژوآکیم ساسا) سنگی بزرگ را به دریا پرتاب می کند اما برخلاف تصورش سنگ به فاصله دورتری به نسبت توانایی‌اش پرتاب می‌شود.
- دسته‌ای سار بر بالای سر (ژوزه آنائیسو) پرواز می‌کند و هرجا می رود او را همراهی می‌کنند.
- پیرمردی (پدرو اورسه) پا بر زمین می‌کوبد و لرزش زمین را زیر پای خود حس می‌کند که دیگران حس نمی‌کنند.
- (ماریا گوابایرا آریادنه) اقدام به شکافتن جورابی پشمین می‌کند و رشته ای از پشم آبی پدید می‌آید که تمامی ندارد...
شخصیت های اصلی رمان، همزمان با جا به جایی زمین زیر پایشان، رفته رفته یکدیگر را پیدا و با هم سفری را آغاز می‌کنند که مسیر زندگی شان را برای همیشه تغییر خواهد داد.

بلم سنگی - ژوزه ساراماگو

عشق واقعی یعنی راز را بر دلدار فاش کردن ،مصیبت بعدها که ماجرای عاشقانه به سر رسید آغاز می شود و دلداده که راز خود را بر ملا کرده است بر آن افسوس می خورد، زیرا دلدار به اعتماد او خیانت کرده است.

مردم هر روز دوباره به دنیا می‌آیند، اما می‌توانند تصمیم بگیرند که آیا به زندگی روز پیش ادامه دهند یا زندگی تازه‌ای را در پیش بگیرند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب بلم سنگی - ژوزه ساراماگو