باغبان - رابیندرانات‌تاگور

باغبان اثری از رابیندرانات‌تاگور می باشد.
سخن مترجم: چون باغ همه انسانها، باغ تاگور «کاینات» و گل این باغ «حیات» است. باغبان آن «روح بشر» است که در سرحد مجهولی میان «انسان» و «دیگر زندگان» آواره میگردد و به وهم میجوید: چون کامل نیست آنچه را میجوید نمییابد، چون به کمال نرسیده است، درد میکشد. این درد مجهول را میجوید، آن را نمییابد. چون از کمال محروم است، فریاد میکند. این فریاد مجهول را میجوید، آن را نیز نمییابد. نومید میشود: از توقع کمال درمیگذرد، محض به وجود خود قناعت میکند.
برای دوام وجود هنگامۀ مخفی مرگ آرزومندیهای خویش را در پردۀ پندار سرور پنهان میکند. گاهی کفن سپیدی را در تابوت سیاهی میگذارد و گاهی تابوت سیاهی را در پارچۀ سپیدی میپوشد. روح جوینده و ناکام خویش را فریب میدهد. برای او میسراید و و آن نغمه را سرور مینامد. چون سرور نمیآورد، آن را سرود اندوه نام میگذارد.
این مضامین «حیات و اندیشه» همان اند که زندگی آن را بر لوحۀ یک مقصد مجهول نگاشته و در آغوش انسانها گذاشته است تا با آن در کاینات گردش کنند و آن را بر خود و بر دیگران فرا خوانند.

مرغ اسیر در قفس و مرغ آزاد در جنگل بود. روزگاری با هم روبرو شدند. چنین مقدر بود.
مرغ آزاد: (به آواز بلند) دوست من بیا به جنگل پرواز کنیم.
مرغ اسیر: (به سرگوشی) بیا اینجا درین قفس با هم زندگی کنیم.
مرغ آزاد: در بین سیمهای آهنین قفس، جایی که برای پر زدن و بال کشودن جایی نیست؟
مرغ اسیر: افسوس! من نخواهم دانست که در آسمان کجا میتوان جا گرفت.
مرغ آزاد: عزیزکم! سرودهای جنگل را بسرای.
مرغ اسیر: پهلوی من بنشین. من گفتار دانشمندان را بتو خواهم آموخت.
مرغ آزاد: (به آواز بلند) نه آه نه سرود چیزی نیست که آموخته شود.
مرغ اسیر: افسوس! من سرودهای آزادی و نغمات جنگل را بیاد ندارم.
آتش آنها را شوق دامن میزند ولی هرگز نمیتوانند یکجا بال ببال با هم پرواز کنند. نگاه آنها از بین سیمهای قفس عبور میکند و بچشم یکدیگر شان میرسد ولی آنچه برای همدیگر میخواهند بیهوده است. بالهای شان را ناله کنان بهم میزنند و میسرایند: نزدیکتر بیا دوست من، نزدیکتر.
مرغ آزاد: (به آواز بلند) من نمیتوانم بیایم. من ازین درهای بسته قفس بدم میآید و هراس دارم.
مرغ اسیر: (به آواز پست) افسوس! من بالهای من کمزور و ناتوان اند، بالهای من مرده اند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب باغبان - رابیندرانات‌تاگور