بابا گوریو - انوره دو بالزاک

بابا گوریو رمانی از انوره دو بالزاک، داستان «بابا گوریو» پدری مهربان است که برای تامین آسایش دخترانش که بی نهایت دوستشان دارد به پست ترین کارها تن در میدهد. بالزاک در این کتاب اجتماعی را تصور می کند که بیمار و دردآلود است و شخصیت های فاسدی را در برابر جوان پاکدلی مانند «راستی نیاک» قرار می دهد. تا یکسو آدمهایی را فاقد صفات آدمی و یکسو انسان واجد شرایط انسانی را داشته باشد.

بابا گوریو - انوره دو بالزاک

واقعیت این است که هر کس تمام قلبش را به یک نفر بدهد سرانجام برایش چیزی جز پشیمانی نمی ماند. قلب چنین انسانی مثل گنجینه ای است که یکباره تهی بماند. آقای گوریو چنین انسانی است او همه احساس و اندیشه خودش را ظرف بیست سالی که دخترانش را بزرگ می کرده زیر قدمهای آنان ریخته بود، ثروت خود را هم یکباره به آنان بخشید، بعد وقتی رسید که جیبهایش خالی ماند، آنوقت بود که دخترها و دامادها به دورش انداختند. بنظر من این نهایت فساد آدمی است.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب بابا گوریو - انوره دو بالزاک