مزرعهٔ حیوانات (قلعهٔ حیوانات)

مزرعۀ حیوانات(قلعۀ حیوانات) رمانی از جورج اورول، داستان حیوانات اهلی مزرعه ای است که در اقدامی آرمان‌گرایانه، آقای جونز صاحب مزرعه را از مزرعه‌اش فراری می‌دهند و پس از این انقلاب حیوانی، خوک ها که هوش بیشتری نسبت به بقیه حیوانات دارند، رهبری را عهده می گیرند...
این رمان بسیاری از واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی یک جامعه را توصیف کرده و هر کدام از حیوانات مزرعه، نماینده طبقات و قشرهای مختلف جامعه می باشند.

مزرعۀ حیوانات(قلعۀ حیوانات) - جرج اورول

سال ها سپری شد و فصل ها آمدند و رفتند. دیگر هیچ کس روزهای گذشتته و زمان قبل و بعد شورش را به یاد نمی آورد به جز کلوور و بنجامین و موزز زاغ و تعدادی از خوکها، حالا مزرعه غنی تر از قبل شده بود ولی حیوانات، به جز خوک ها و سگ ها در رفاه نبودند...
کلوور گفت: «بینایی من ضعیف شده، به نظرم دیوار و نوشته های روی آن تغییر کرده است. بنجامین آیا هفت دستور همان دستورهای سابق است؟»
برای یکبار بنجامین راضی شد که قانون مزرعه را نادیده بگیرد و آنچه روی دیوار نوشته شده بود بخواند. دستور نوشته شده این بود: «همه حیوانات برابرند اما بعضی از حیوانات برترند»

حیوانات سختی های زیادی را تحمل می کردند زیرا تصور می کردند شکوه زندگی شان از زمان جونز خیلی بیشتر و بهتر شده است چون این روزها برای آنها سخنرانی های بیشتری ایراد می شد و بیشتر از قبل آواز می خواندند و مراسم اجتماعی بیشتری داشتند.
ناپلئون دستور داده بود یک بار در هفته باید تظاهرات داوطلبانه برگزار شود...
در ماه آپریل، مزرعه حیوانات اعلام کرد که نظام مزرعه جمهوری باشد و انتخاب ریاست جمهوری ضروری شد و یک داوطلب برای انتخابات بود و آن هم کسی جز ناپلئون نبود.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب مزرعهٔ حیوانات (قلعهٔ حیوانات)