آنا کارِنینا - لئو تولستوی

آنا کارِنینا رمانی از لئو تولستوی می باشد. داستان بر موضوعات مختلف و مرتبط با شخصیت های اصلی، «آنا» و «لوین» و شخصیت های مرتبط با آنها می پردازد. آنا کارِنینا خواهرِ دوستِ لوین است. البته این دو شخصیت در داستان رابطهٔ دورادوری با هم دارند.
استپان به همسرش داریا خیانت کرده و بعد از آشکار شدن، دچار اختلاف شده اند. آنا کارِنینا خواهر استپان از سن‌پترزبورگ به مسکو، خانهٔ برادرش می‌آید و اختلاف زن و شوهر را حل می‌کند، حضور آنا در مسکو باعث به وجود آمدن ماجراهای اصلی داستان می‌شود...
نویسنده تفکرات خود را در قالب افکار شخصیت مهم داستان، یعنی لوین، مطرح می کند. لوین، مالک روستایی است که در حال بررسی شیوه‌های بهبود کشاورزی است...

آنا کارِنینا - لئو تولستوی

میخایلیچ دهقان گفت: فکر کردن به ما نیامده. امپراتور الکساندر نیکلایویچ همیشه به جای ما فکر کرده و حالا هم در تمام کارها به جای ما فکر می کند. او بهتر می داند...
شاید یک در هزار مردم بدانند مطلب از چه قرار است.مابقی هشتاد میلیون نفر نظیر میخایلیچ خودمان نه فقط خواست و اراده شان را بیان نمی دارند بلکه کمترین درکی از موضوع و اینکه در مورد چه چیزی باید اراده خویش را ابراز نمایند, ندارند. باین ترتیب ما چه حقی داریم که بگوییم این اراده مردم است؟

حق با پاپاست که می گوید وقتی ما بچه بودیم یک نوع افراط و تفریط در کار بود؛ ما را در اتاقهای بالاخانه نگه می داشتند اما والدین در اتاق وسیع مجلل زندگی می کردند. حالا برعکس شده، والدین در پستو بسر می برند و بچه ها در اتاق مجلل. ظاهراً در این دوره و زمانه، والدین حق حیات ندارند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب آنا کارِنینا - لئو تولستوی