آخرین مهلت - ژان پل سارتر

ژان پل سارتر در رمان «آخرین مهلت»، به وقایع آغاز جنگ جهانی دوم پرداخته و بیهودگی جنگ و زندگی مردم آن زمان را بیان می کند و مانند سایر آثارش، انسان را موجودی آزاد می داند که در هر مقام و منزلتی حق دارد از قید و بند اجتماع و از مقررات محدود خود ساخته رها شود.

آخرین مهلت - ژان پل سارتر

 

- ماتیو گفت به راستی که که زندگی دوزخ است.
ایرن گفت یک دوزخ شیرین.
- نه دوزخ تاریکی دوستیها و عشق بر پایه تردید و دوروئی و خواسته ها و منافع شخصی استوار است و همه ما در این دوزخ دست و پا می زنیم.
ایرن گفت اما آزاد هستیم.
ماتیو گفت:
آزاد... در درون ما تضادهای خوفناک دست و پا می زند، حرص، طمع، کینه، دشمنی، شقاوت، دوروئی، با این حال چگونه می توانیم آزاد باشیم؟

ژنرال ها و فرماندهان در اتاق گرم خود میمیرند در حالی که سربازان بدبخت یابه قول شما گوسفندان بی زبان در خاک وخون میغلطند. 

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب آخرین مهلت - ژان پل سارتر