آدمکش کور - مارگارت اتوود

«آدمکش کور» رمانی از مارگارت اتوود، داستانی از دو روایت مجزاست؛ زنی(آیریس) به گذشته می رود و برای تنها نوه اش می نویسد چون فکر می کند در لحظه های باقی مانده از عمر خود باید رازها و حقایق زندگی خود و خواهرش (لورا) را که به نوعی مربوط به نوه اش (ایمی) می شود آشکار سازد و مردی ناشناس برای زنی ناشناس به روایت داستانی سور رئاليستي نشسته است که این دو داستان به گونه ای مبهم در بزنگاههی با هم ترکیب می شوند.

 

آدمکش کور - مارگارت اتوود

در ماجرای عاشقانه حریم رعایت می شود. ماجرای عاشقانه یعنی نگاه کردن به خود، در پشت پنجره ای که با شبنم تار شده است. ماجرای عاشقانه یعنی به چیزی فکر نکردن؛ آن جا که زندگی خرناس می کشد و له له می زند، ماجرای عاشقانه فقط آه می کشد. آیا بیشتر از آن می خواهد؟ سهم بیشتری از او می خواهد؟ آیا تمام تصویر را می خواهد؟

به آدمی که روز و شب آرزوی رسیدن به کسی را دارد که روز و شب جلو چشمش است چه احساسی دست می دهد؟
نمی دانم!

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب آدمکش کور - مارگارت اتوود