هزار بیشه - محمدعلی جمالزاده‌

«هزار بیشه» اثری از محمدعلی جمالزاده‌، مجموعه ای از يادداشت‌ برداری های نویسنده از مطالب مفيد کتاب‌ها، مجلات و روزنامه‌ها می باشد. این مطالب طی پانزده سال مطالعه جمع‌آوری شده است. در اين کتاب سخنانی از دانشمندان، نامه‌ ها، تاریخ، نجوم، مباحث علمی و بسياری مطالب کهن و امروزی آورده شده است.

هزار بیشه - محمدعلی جمالزاده‌

 

 

رعدی آذرخشی حکایت می نمود که شیخ علی بابا از ملاهای تهران می گفته مجتهد حسابی کسی است که گر حکم ناسخ و منسوخ بدهد، از عوض نمودن فتاوی و احکام خود هراسان نباشد.
این حرف در بادی امر زننده به شمار می آید ولی اگر قدری دقت نمائیم خواهیم دید که معنی بلند دارد و سر واقعی ترقی و پیشرفت در آن مکنون است. آدم زنده کسی است که مانند درخت بارور و پیوسته قد بکشد و میوه تازه بیاورد و روز به روز چشم و گوشش بازتر گردد و به حقایق تازه پی برده، پشت پا به حقایق کهنه و مندرس بزند و همانطور که حضرت علی فرموده بفهمد که تربیت دیروز به کار آدم امروزه نمی خورد.
اشخاصی که به اسم ثبات و استقامت جرات ندارند از خر شیطان تقلید و ریا پائین بیایند و وقتی لازم شد تغییر فکر و عقیده بدهند در واقع حکم جماد و مردۀ متحرک را دارند.
آناتول فرانس حکیم مشهور فرانسوی در این زمینه فرموده است:
«عمر حقایق علمی عموماً از دو تا سه نسل تجاوز نمی کند و حقایق تاریخی موجوداتی هستند از این هم ضعیف تر و نحیف تر»

بلاسکو ایبانه از نویسندگان اسپانی که از جمله نویسندگان بزرگ این عهد به شمار می رود در یکی از کتاب های خود موسوم به «مردگان فرمان می دهند» در موقع صحبت از ازدواج چنین نوشته است:
زناشوئی مسافرتی است دو نفری که تا آخر عمر طول می کشد. از همسر خود باید خصائل و صفاتی را که انسان از یک نفر همسر چشمداشت دارد خواست، یعنی خوش اخلاقی و هم ذوقی. اما در باب عشق باید دانست که هر کسی تصور می نماید که حقی بدان دارد در صورتی که عشق هم مثل استعداد و هنر و جمال و توانگری از جمله امتیازاتی است که تنها به عدۀ معدودی داده شده است. ولی جای خوش وقتی است که وهم و پندار جلوی چشم انسان را می بندد و نمی گذارد که ملتفت این بی انصافی طبیعت بشود و هر کسی در اواخر عمر دریغ روزگار جوانی را می خورد و خیال می کند در موقع جوانی از شربت عشق شیرین کام شده است در صورتی که آنوقت نیز فقط لحظه ای چند سرمست هوی و هوس های جوانی و شهوترانی بوده است و لاغیر. همه کس می دانند که عشق چیز خوبی است ولی وجودش نه در مزاوجت لازم و ضروری است و نه در زندگانی. آن چه برای زن و شوهر اهمیت دارد این است که همسر زندگانی خود را خوب اختیار نمایند و سفر عمر را به طور مطبوعی با هم به پایان برسانند و برای حصول این منظور لازم است که مانند دو همسفر معقول با هم ساز باشند و به یک قدم راه بروند و به مدارا و بردباری با هم رفتار کنند و جلوی اعصاب خود را گرفته نگذارند که نشست و برخاست شبانه روزی هر روزه و هر ساعته موجب ملال خاطر و نفرت و بیزاری از یکدیگر گردد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب هزار بیشه - محمدعلی جمالزاده‌