خلاصه کتاب سنگفرش خیابانها از طلاست

تاریخ از آن کسالنی است که آمال و هدف دارند :
در میان همه چیزهایی که جوانی به همراه دارد مهمترین آن ها آرزوهاست. مردانی که آرزو و هدف دارند فقر نمی شناسند، زیرا شخص به اندازه هدفهایش ثروتمند است. جوانی دورانی از زندگیست که حتی اگر شخص هیچ چیز نداشته باشد ولی هدف داشته باشد نیازی به رشک و غبطه خوردن ندارد. آرزوها، اهداف، آمال و امیدها قدرتهایی هستند که با آنها می توان جهان را متحول ساخت. مردمی که هدف دارند، جوامعی که دارای هدف هستند، ملت هایی که برنامه دارند سرانجام اهدافشان به واقعیت منتهی می شود. کشوری که برای رسیدن به اهدافش همه مردم را به مشارکت بگیرد قهرمان تاریخ خواهد شد. اطمینان دارم تمام کسانی که امروزه سرنوشت جهان را شکل می دهند کسانی هستند که دیروز در دوران جوانی برای زندگیشان هدف داشته اند.
آرزو اشخاص را می سازد و شخصیت او را کنترل می کند. آرزو مانند سکان کشتی جهت حرکت را مشخص می سازد. سکان یک کشتی نسبت به خود آن ممکن است خیلی کوچک باشد و دیده نشود ، اما مسیر حرکت یک کشتی عظیم را کنترل می کند.
شخصی که از اهداف و آرزوهایش از محدوده آسایش و رفاه شخصی فراتر نمی رود بسیار دردناک تر و تأثرانگیزتر از فردی است که اصلاً هدف و آرزویی ندارد.او از ارزش و اهمیت جوانی آگاهی ندارد. اگر شما هدف دارید که امبدوارم داشته باشید، با تمام قدرت آن را پرورش بدهید زیرا امید و آرزوی شما تعیین کننده مسیر زندگی شماست.
جوان بی هدف جوان نیست. آرزو برای جوانان بسیار با اهمیت و ضروری است. تاریخ متعلق به کسانی است که در زندگی امیدهای بزرگ دارند.


شما به فلسفۀ زندگی زندگی نیاز دارید :
واقعاً خطری بالاتر از این در جهان وجود ندارد که ما به جای صفت پسندیده خوش بینی، بدبینی یعنی متضاد آن را انتخاب کنبم. تصور می کنم تا اندازه ای بتوان تجارت را یک جنگ خونین پنداشت. هر اندازه یک امر تجاری بزرگتر باشد، دامنۀ جنگ وسیعتر بوده وباید بهای بیشتری در ازای آن پرداخت. در این فرآیند اگر تاجر مأیوس و دچار بدبینی شود لحظۀ پایان رشد و پیشرفت او فرا رسیده است.
مهارت و دانش مدیریت لازمۀ هر فعالیت اقتصادی جدید است کسانی که دلشوره پیدا کنند که « ممکن است به نتیجه نرسیم » یا « اگر موفق نشویم چه خاکی بر سرمان بریزیم » صلاحیت ندارند که یک تاجر واقعی همان را به صورت جرقه ای می بیند که می تواند آتشی را بیافروزد. دنیای تجارت آنگونه نیست که اگر یک را با یک جمع کنی دو به دست بیاوری ، ممکن است در جایی یک تبدیل به ده شود یا ده تبدیل به پنجاه گردد.
نیاز ااسی برای تبدیل « ممکن ها » به واقعیت ها چیزی است که باید همگام با آن ایجاد شود و آن فداکاری و از خودگذشتگی است. ظاهر و باطن شما باید با هم همساز باشند، هدفهایتان باید به بلندای قامتتان و صبر و بردباریتان به وسعت تمام وجودتان باشد. برای اینکه درون و بیرونتان یکسان، پرشکوه و متعالی شود باید برای خود فلسفه زندگی داشته باشید، اغلب مردم وقتی کلمه ی « فلسفه » به گوششان می خورد فکر می کنند فلسفه چیزی خارج از دسترس و بسیار مشکل و پیچیده است. این مهم نیست که شما چکاره هستید، فقط خود را در مسیر اصلی زندگی قرار دهید، و به خاطر منافع جامعه در آن غوطه ور شوید. همین کافی است.
جوانی همان آمال و آرزوهاست. جوانی مرحلۀ تحقق پذیری ممکن هاست، ادا قبل از آنکه تحت جاذبیت ممکن ها قرار بگیرد وجود یک بینش فلسفی برای روند حرکت زندگیتان بسیار ضروری و با اهمیت است.
امروزه یک روند فکری آشفته ای در افراد به وجود آمده که فقط طالب سودها و درآمدهای سهل الوصول هستند. شاید به خاطر همین است که مردم با به دست آوردهای اندک، قانع و خشنود می شوند. همواره به دنبال آسایش کوتاه مدت و زودگذر هستند. به جای اینکه جسارت و شهامت مبارزه با مشکلات را در خود پرورش داده تا در دراز مدت و در سطوح بالاتر کسب موفقیت نمایند و مسیری را انتخاب کنند که دربردارنده فلسفه زندگی باشد، به کارهایی قانع می شوند که فقط منافع کوتاه مدت را تأمین می کند.
برخلاف این نظر امروز انگیزۀ اصلی کارکنان برای اشتغال در شرکت دیوو امنیت شغلی این شرکت است، جاذبۀ شغلی که بعضی از شرکتها در افراد به وجود می آورند از مزایای بیشتری که سایرین می دهند بیشتر است.
تاریخ از آن کسانی است که آمال و هدف دارند
شما به فلسفه زندگی نیاز دارید


تصمیم گیری
وقتی یک کار تجاری می خواهد انجام بشود شما با تصمیم گیری های مختلفی روبرو می شوید . بعضی اوقات این تصمیمات خیلی ساده هستند، و بعضی اوقات هم یک تصمیم می تواند تمام آینده شرکت را تحت الشعاع قرار بدهد.
مهم نیست که موضوع چه باشد، این وظایف مدیران سطح بالای اجرایی است که تصمیم نهایی را بگیرند. طی سالیان دراز، من با همکاران بیشماری کار کرده ام، ولی تنهاترین لحظات زندگیم، زمانیست که می خواهم تصمیم گیری کنم، البته دوستان و همکاران و حتی کارکنان عادی همیشه کمک ها و انواع اطلاعات لازم را در اختیارم قرار داده اند. اما به دلیل داشتن مسئولیت اصلی، آنها نمی توانند تصمیم نهایی را برای من بگیرند. همچنانکه من نمی توانم دیگران را مسئول تصمیمات خود بدانم.
تصمیم گیری تنها در مسائل تجاری حائز اهمیت نیست، بلکه در تمام مراحل زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار استو زندگی هم شامل یکسری تصمیمات می شود. یک تصمیم غلط می تواند زندگی انسان را به نابودی بکشاند. گاهی اوقات من فکر می کنم ما برای این زنده ایم که قادر باشیم در فرصت مناسب یکسری تصمیم صحیح بگیریم که نهایتاً به موفقیت منجر شود. برای موفق شدن، شما تا حد ممکن باید از انتخابهای قابل دسترس مختلف و متنوع برخوردار باشید. هر چه انتخاب محدودتر باشد به همان اندازه فرصت تصمیم گیری نیز محدودتر می گردد.
قدم بعدی این است که قدرت درونی خود را تقویت و عزم خود را جزم کنید تا بتوانید یک تصمیم صحیح اتخاذ کنید. در اثر مطالعه باید قدرت تصمیم گیری خود را تقویت کنید، و این دلیل اصلی تحصیل علم است. تصمیم گیری بین غلط و صحیح، سره از ناسره، حق از باطل، خوب از بد، مفید از مضر و توانایی هایی که بتوان چنین تصمیماتی را به نحو مطلوب اتخاذ کرد فقط از طریق تحصیل علم امکان پذیر است. شما ممکن است فرصتهای مختلفی را بدست آورید، اما یک تصمیم غلط می تواند همه این فرصت ها را نابود کند. هیچکس نمی تواند برای شما تصمیم بگیرد، این خود شما هستید که باید برای خودتان تصمیم بگیرید.
من امیدوارم شما همیشه عده زیادی راهنما و مشاور داشته باشید تا بتوانند در جریان تصمیم گیری ها به شما کمک کنند. شما برای یافتن مشاورین خود نیاز ندارید که راه دوری بروید. راهنماها و مشاورین شما باید همان کسانی باشند که شریک زندگی شما هستند. آنهاییکه به شما عشق می ورزند و نگران سرنوشت شما هستند. پدر و مادر شما، معلمین، اقوام، دوستان، همکلاسان سالهای بالاتر، اینها همه می توانند مشاورین شما باشند. اگر شما دلتان را برای آنهاییکه از همه به شما نزدیکترند باز کنید و با آنها حرف بزنید شما به آنچهد برای یک تصمیم گیری صحیح نیازمند هستید خواهید رسید.
گامی فراتر از عارضه انجام کار در حد رفع تکلیف
مهم نیست که من چه کاری را انجام می دهم، هر چه باشد دوست دارم آنرا به نحو احسن و تا انتها انجام دهم. این کلید رمز موفقیت است. من سعی کرده ام که این اصل را به پرسنل خودمان القا و تفهیم کنم که نه فقط برای تولید کالا بلکه تا انتهای کار دقت، ممارست و پیگیری کنند. این روش در « شرکت دیوو » بصورت یک سنت و فرهنگ گرانبها متجلی شده است.
بنابراین من از جوانان امروز انتظار دارم که همیشه خلاقیت نشان دهند، نه اینکه دنباله رو سیل جمعیت شده و مطالعاتشان را در حد « رفع نیاز » متوقف کنند.
راه صحیحی برای خود انتخاب کنید، تواناییهای خود را بیابید، استعدادهای پنهان خود را کشف کنید، و همه آنها را تقدیم سازندگی جامعه تان کنید. فقط در سایه سختیها و مشقات و تلاشهای امروز ماست که فردایی نورانی پیش رو خواهیم داشت. اگر شما تحصیل می کنید یا به هر نحو زندگی می کنید. سعی و تلاش خود را در حد رفع نیاز متوقف نکنید.


جادوگران
هر انسان دارای تواناییهای نامحدودیست، تنها اختلافی که بین یک فرد معمولی و یک جادوگر وجود دارد، این است که فرد جادوگر قدرتهای پنهان خود را باتمرین و مشقت فراوان به کار گرفته و در کارهای خارق العاده ای که انجام می دهد متبحر شده است. برای هر معلولی علتی وجود دارد، و هر تلاشی را نتیجه ای است. فضایل و هنر ها اتفاقی به دست نمی آیند، آنها تکانل تدریجی یک عمل معین هستند.
ما در زمان تقسیم شدن علوم تخصصی زندگی می کنیم، در زمانی هستیم که امور روزمره در حال تغییر و تحول مستمر هستند، شرایط شرایط زندگی روز بهروز پیچیده تر و متنوع تر شده ، و در سطوح مختلف نیاز بیشتری به افراد کارشناس و متخصص احساس می شود. دیگرآن زمانیکه یک نفر به تنهایی چندین کار مختلف را انجام می داد سپری شده است. حتی اگر هم شخصی قادر باشد کلیات و جزییات کاری را توأماً انجام دهد، کمی وقت به او اجازه چنین کاری نخواهد داد.
کارها کاملاً بر اساس تقسیم بندی ویژه توسعه یافته و به کارکنان و متخصصین بخشهای مربوطه واگذار شده اند. بدینوسیله راندمان کارها بسیار افزایش پیداکرده نیازمند کارشناسان مختلف شده ایم و بنابراین در جهان امروز، شما در آن رشته و یا حرفه ای که انتخاب کرده اید باید یک متخصص باتجربه باشید.
البته، باید این را هم بگویم که این تقسیم بندیها، اهمیت و ارزش کارهای متنوع را از بین نمی برد و بدان معنی نخواهد بود که به استثنای رشته و یا حرفه انتخابیتان تمام چیزها را نادیده بگیرید. دنیا مکانی وسیع است و زندگی پر از تنوع و گوناگونی. اگر خود را در دنیای کوچک افکار خود محدود کنید از دنیایاطرافتان بی خبر خواهید ماند. مثل قورباغه ای خواهی بود که خود را درون چاهی محصور کرده باشد.
سعی کنید یک کارشناس، یک متخصص بشوید، البته نه در حدیکه چیزهای دیگر از دیدتان محو گردد. علیرغم تخصصی که دارید، لازم است از کارهای متنوع و وسیعی سر رشته داشته باشید. منظور از اینکه می گویند ما تحصیل کرده و فهمیده ایم این است که ما از درک و حس و تشخیص بالایی برخورداریم، شخصی که در رشته میکرب شناسی تحصیل کرده است لزوماً نیازی نیست که کارشناس روشهای مونتاژ بال هواپیما هم باشد، ولی چنانچه رشته تحصیلی شما میکرب شناسی، داروسازی یا ادبیات باشد، شما نیازمند به یک دانش وسیع در اطلاعات عمومی خواهید بود. دانش وسیعی را که من درباره اش صحبت می کنم این است که به صورتی منظم در وجود شما پرورش یافته و دیدگاه و عمق تخصص شما را افزایش دهد.
امروزه، قدرت و تشخیص انسان مجزا از یکدیگر نیستند، دیگر آن دوره که چنین بوده گذشته است. قدرت وقتی حاصل می شود که شما یک متخصص باشید و شخصیت و مقام وقتی به وجود می آید که شما تنها فردی باشید که بتوانید یک کار مشخص را انجام دهید. استاندارد و محک سنجش امروز تخصص است.
اگر تعجب می کنید که چگونه می شود اینکار را کرد، به شما پندی می دهم که هر کاری را که به دست گرفتید کاملاً خود را رد آن غوطه ور کنید. ایده ها، هوش، زکاوت، آگاهی و درک به کسانی داده شده است که با تمام وجود خود را در حرفه و یا هر کار سازنده غرق کنند. اگر بخواهید برای کسب ایده های جدید مدت زمانی دست از تلاش بردارید و به استراحت بپردازید بسیار راه بیهوده ای را انتخاب کرده اید.
نوشته ها از انتها و نوک قلم متولد می شوند. و شما باید همواره نوشتن و نوشتن را تمرین کنید تا ایده ای را به دست بیاورید. به همین طریق ذهن خلاق و افکار متعالی در رشته های دیگر نیز از غوطه وری و تعمق کامل حاصل می گردد. نابغه شدن 99 درصد به تلاش بستگی دارد. برای اینکه در حرفه خود نابغه بشوید خود را در آن غوطه ور سازید، کوتاه سخن اینکه، درک و آگاهی صحیح کسب کنید و آنها را عمیق و عمیق تر سازید.


اهمیت ابداع و نوآوری
نوآوری یک امر و نیاز زیربنائی زندگی انسان است. آنچنانکه بعضی ها فکر می کنند مشکل نیست. این موضوعی است که همواره و در هر جا که می روم روی آن تأکید دارم، مسأله در نفس خود نوآوری نیست بلکه منظور این است که آیا شما می خواهید که نوآور باشید یا خیر؟
اگر شما به دقت به ابداعات و نوآوری های با ارزش دقت کنید مبنای خیلی از آنها را واقعاً ایده های بسیار ساده تشکیل می دهند. اغلب هم نتایج بسیار ارزنده ای به همراه می آورند نوآوری ها در مدیریت و اداره شرکت ها نقش مهمی ایفا می کند.
نوآوری، ابداعات و اختراعات نقش بزرگی در تاریخ بشریت بازی کرده است. نوآوری و ابداعات با عزم، تصمیم و اراده یک شخص خلاق شروع می شود که سعی می کند با درهم شکستن ایده های معمولی و موجود در این عصر و زمان چیز جدیدی ارائه دهد یا بسازد.
بنابراین من همواره تأکید کرده ام که خلاق بودن برای اشخاص بسیار با اهمیت است زیرا افراد خلاق، مبتکر و سازنده، به تاریخ شکل و به جهان جهت می دهند.
این باور و اعتقاد قلبی من است که جوانان وظیفه دارند در بهبود وضع موجود کوشا باشند و برای انجام چنین کاری خلاقیت لازم است. وقتی شما چیزی را از زاویه جدیدی می بینید نسبت به مسائل آگاه می شوید، این مسائل باید شما را در جهت پیشرفت و سازندگی پیش ببرند چون جوانان کمتر محصور قید و بندها هستند، طبیعتاً در مقایسه با افراد مسن تر برای نوآوری حساس تر و آماده ترند.
نوآوری چیزی نیست که فقط در صنعت و تجارت قابل پیاده کردن باشد. می توان حتی در مورد تحصیلات و در هر مرحله از زندگی از آن بهره گرفت. اگر در مدرسه شما درسی را انتخاب کرده اید که آن را دوست ندارید، به احتمال زیاد مشکل خود آن درس نیست بلکه ایراد در نحوه برخورد شما با آن است، مشکل هر چه می خواهد باشد، باید قبول کرد که همیشه راه حلی هم هست.
شما نمی توانید با توجه به اصول و منطق و با مطالعه و فهمیدن کلمه به کلمه و جمله به جمله یک کتاب کاملاً به موضوع درس مورد نظر اشراف پیدا کنید، همینطور شما با حفظ کردن و تکرار کردن به آن درس تسلط پیدا نخواهید کرد. فهمیدن و درک کامل یک مطلب با پافشاری و ثابت قدمی شروع می شود یعنی غوطه ور شدن در موضوع و آگاهی از جزئیات و حواشی آن درس. مطالعات ومشاهدات سطحی و زودگذر کاملاً بی فایده است، این روش هرگز شما را به نوآوری هدایت نمی کند. خلاصه، هیچگاه از اهمیت نوآوری و ابداع غافل نشوید.
کسانیکه مرا تحت تأثیر خود قرار داده اند
یکبار « مارتین بوبر» حرف مؤثر و جالبی زد او گفت زندگی واقعی انسان با ملاقاتهای او آغاز می شود. من به خوبی درک می کنم که منظور او ازبیان این مطلب چیست. من عقیده راسخ دارم که چگونگی زندگی شما تحت تأثیر کسانی است که شما ملاقات می کنید. بنابراین برای شما جوانانی که در جستجوی مفهوم واقعی زندگی هستید دوستان و معاشران شما اهمیت زیادی دارند.
در دوران جوانی افرادی که با شما نشست و برخاست و معاشرت دارند می توانند تمام آینده اتان را تحت الشعاع قرار دهند. بنابراین برای شما بسیار مهم است که با اشخاص صالحی رفت و آمد کنید، باید افرادی را که مورد احترامتان هستند و در زندگیشان راه صحیحی پیموده اند سرمشق خود قرار بدهید. شاید یکی از دلایل اینکه ما عکسهای چنین افرادی را در آلبوم شخصی یا روی دیوار منزل یا مکان کارمان و یا در روی میزمان قرار می دهیم همین مطلب باشد.
من فکر می کنم نقش مذهب بسیار پر اهمیت است. بعضی اشخاص به غلط می گویند امروزه جهان به دورانی رسیده است که دیگر نیازی به مذهب نیست. آنها با آب و تاب استدلال می کنند که دیگر تفکر مذهبی کهنه و منطبق با شرایط زمان نیست، اما به عقیده من هر قدر در زندگی انسان تردید وجود داشته باشد و هر اندازه جلوه های ظاهری زندگی متغیر و عوامل ناشناخته بیشتر باشد و هر قدر انسان به پوچی و بی ارزشی دنیای مادی بیشتر پی ببرد در آن صورت برای ادامه حیات بیشتر نیازمند یک رشته اصول عقاید ثابت و مستحکم و لا یتغیر می باشد. تنها مذهب است که چنین اصول با ارزش و استواری را به انسان هدیه می کند، انسانیکه در دنیائی از ناملایمات و معضلات پیچیده و گیج کننده رها شده است. در دوران زندگی وقتی شما جوانان عزیز عمیقاً در مورد مفهوم اساسی زندگی می اندیشید و به دنبال جهت و اهداف آینده خود تکاپو می کنید من فکر می کنم بسیار مهم است که شما با یک مذهب حقه وتعلیمات مذهبی سالم بزرگ شوید، همچنانکه این راه را مادرم در عنفوان طفولیت به من آموخت.
در زندگی چه چیز می تواند مهمتر از این موضوع باشد که همواره مصاحب و معاشر دوستان خوب و شایسته و رفقای واقعی و دلسوز باشید؟ اشخاص با دوستان همفکرانشان محک زده می شوند و نسبت به آنان قضاوت می شوند. این موضوع نشان دهنده اهمیت انتخاب دوستان خوب می باشد، دوست خوب یک نعمت است و دوست بد نکبت، دوستان قدیم همواره بهترین دوستان شما خواهند بود، یک دوست خوب فردی است که شما بتوانید مهمترین رازهای زندگیتان را برای او بگوئید و خیلی جای تأسف خواهد بود که شما از داشتن چنین دوستانی محروم باشید، در صحنه زندگی شما کارهای فراوانی در پیش روی دارید که باید برای آنها تلاش کنید. پیدا کردن دوستان شایسته یکی از آنهاست، من دوستان صمیمی فراوانی دارم، ما همواره یاور یکدیگر بوده ایم، من از دبیرستان « کی یونگی » فارغ التحصیل شدم، و وقتی برای اولین بار پس از گرفتن دیپلم خواستم به کار مشغول شوم، تعداد زیادی از همکلاسانم، همچنین دوستان هم مدرسه ای در کلاسهای بالاتر و یا در کلاسهای پائین تر از خودم که از دبیرستان « کی یونگی » بودندکمکهای شایانی به من کردند و من از این بابت خیلی از آنان ممنون و سپاسگزارم.
کسانی که در سر راه زندگی شما قرا می گیرند می توانند نقش مهمی را در سرنوشت و آینده شما داشته باشند، کسی را که شما در عنفوان جوانی به عنوان دوست انتخاب می کنید می تواند مسیر زندگی شما را تغیر بدهد، بنابراین من امروز بسیار نگران این هستم که جوانان کره و جهان، چه کسانی را سرمشق خود قرا داده و چه کسانی را از جان و دل می پذیرند.
در زندگی، افراد فراوانی هستند که شما باید با آنان روبرو شوید، و مسیرهای زیادی را که در آن گام بردارید. من امیدوارم شما آنقدر خوشبخت باشید که اشخاصی را در زندگی خود ملاقات کنید که با ارزش و شایسته باشند که هم بتوان به عقاید و دانش آنها اعتماد کرد هم از تجربیات آنها پیروی نمود. یک روش خوب و شایسته برای قضاوت و تشخیص الگوهای زندگی وجود دارد و آن اینکه نگاه کنید عکس چه کسانی روی میز و یا به در و دیوار اتاق شما نصب شده است؟ و بیندیشید که آیا راه و رسم این افراد ارزش الگو شدن و نمونه بودن را دارند یا خیر؟
9 تا 5- 5 تا 9
امروزه جهان مشحون از چیزهای گرانبهاست. خانه، زمین، اموال، کار و غیره از این جمله اند. اما پر ارزشترین آنها زمان است. زمان همانند تیری که از کمان رها می شود هرگز باز نمی گردد. گذشت زمان باعث تغییر و تحول همه چیز می شود. زمان را نه می توان برای همیشه حفظ کرد و نه دوباره تسخیر نمود. هیچ جنگاوری بالاتر از زمان نیست و تنها اوست که فاتح نهائی است.
« اکنون » لحظه ای بیش نیست که با ادای آن، لحظۀ اکنون به گذشته تبدیل می شود و می گذرد. گریز و گذشت طبیعت زاینده زمان است و دقیقاً همین حرکت است که زمان را اینگونه گرانبها می کند. شما همیشه می توانید کار جدیدی آغاز و یا ثروت تازه ای کسب کنید. اما هرگز قادر به تسخیر زمان نخواهید بود. یکی از خصائص جوانان این است که به آسانی بهای زمان را از یاد می برند. جوانی زمانی است که شما وقت زیادی در پیش روی خود دارید. بنابراین شاید فکر کنید که اتلاف اندکی از آن خطای چندانی نیست. اما ابداً چنین نیست من زمان و وقت را با تیر و کمان مقایسه کردم تا بر این نکته که زمان هرگز بازگشتی ندارد، تأکید داشته باشم و در عین حال این مقایسه را به این دلیل به کار بردم تا تأکید کنم زمان همچون یک تیر رها شده با شتاب هر چه تمامتر به پیش می رود.
موفقیت و شکست هر فرد تماماً بستگی به نحوه استفاده او از وقت دارد. احتمالاً هر شخص می تواند در کاری به طور نسبی موفقیتهائی کسب کند، ولی فردی که با تعمق، از وقت خود استفاده می کند، در چند و چون کار به مراتب موفقتر خواهد بود.
اتلاف وقت حتی از هدر دادن پول هم اسفناک تر است زیرا شما همیشه قادر به تحصیل پول خواهید بود. ولی زمان هرگز باز نمی گردد.
بعضی اوقات می شنوید فردی از وقت زیاد که نمداند با آن چه کند شکوه می کند. درک این گونه مسائل به خصوص وقتی از سوی جوانان ابراز می شود، بسیار ثقیل و دشوار است .
هرگز یک روز کامل برای انجام کارهای من کافی نیست. بعضی مواقع آرزو می کنم که ساعات روز به جای 24 ساعت به 30 یا 40 ساعت تغییر می کرد. به دلیل اینکه وقت از نظر من بسیار گرانبهاست. پاره ای اوقات در اتومبیل و بین راه اداره دست و صورت خود را با حوله تمیز می کنم، و گهگاه حتی صبحانه ام را در اتومبیل صرف می کنم. به علاوه، بسیار ی از اوقات من در سفرهای خارج سپری می شود. سفرهایم به قدری طولانی و زیاد است که اگر در کتاب « رکوردهای جهانی » بخشی را به سفرها اختصاص می دادند. مطمئناً اسم من در ابتدای لیست قرار می گرفت.
هر گاه امکان داشته باشد از پروازهای شبانه استفاده می کنم تا از اتلاف وقت جلوگیری کنم. من در طول پرواز به مقدار کافی خواب و استراحت می کنم و هنگام فرود هواپیما، کاملاً سر حال و آماده ملاقاتهای کاری خود هستم. بعضی وماقع در طول پرواز مطالعه می کنم و یا گزارش های رسیده از واحدهای مختلف شرکت را بررسی می کنم.
یک شبانه روز برای همه به طور یکسان دارای 24 ساعت است. اما تفاوت در این است که شما چگونه از این 24 ساعت استفاده و بهره می برید. اگر شخصی در عرض یک روز سه برابر دیگران کار و مطالعه داشته باشد. او سه روز جلوتر از دیگران خواهد بود. بدیهی است موضوع مهم، نوع فعالیت، استفاده مطلوب از وقت و تأثیر آن در زندگی است.
عاقلانه از وقت خود استفاده کنید. هر لحظه تنها یکبار فرا می رسد و به همین دلیل بسیار ارزشمند است. از همه مهمتر، طی دوران جوانی، وقت بسیار گرانبهاست حتی می توان به صراحت گفت سه تا چهار مرتبه پر ارزش تر از اوقات دوران پیری است. در واقع استفاده شما از وقتتان در جوانی، تعیین کننده خط مشی و استاندارد زندگی آتی شماست.
عمر انسان بسیار ارزشمندتر از آن است که بیهوده تلف شود. شما نه قدرت دارید که لحظات از دست رفته زندگیرا بازیابید و نه می توانید عمر دوباره داشته باشید.
من فقط یک زن هستم


قفس پرندگان
کراراً « گفته ام که من امروز هر چه دارم و هستم در نتیجه جنگ کره است. من در سنین کودکی به علت بدبختی و دشواریهای حاصل از جنگ کره خیلی زود با سختیهای زندگی آشنا شدم و به دلیل اینکه در نوجوانی یکباره مسئول تحصیل معاش خانواده ام بودم خیلی زود متوجه شدم چگونه شهامت و نیروی خود را برای مقابله با ناکامیها، دلهره ها و بلاهای زندگی متمرکز و تقویت کنم.
برای اینکه دقیقاً بدانید که زندگی چندان هم آسان نیست، اجازه دهید، یکی از تعلیمات مقدماتی فرقه بودا را برایتان مثال بزنم. طبق این تعلیمات، اساس زندگي دنیوی رنج و محنت است و دنیا دریایی است مملو از رنج و مصیبت. زندگی نه یک مسیر روان صیقل یافته است و نه بستری است از گلهای سرخ. حتی اگر زندگی بستری پوشیده از گلهای سرخ بود، فراموش نکنید، گلهای سرخ هم پر از تیغهای تیز و برنده اند.
اگر از تیغ گل هراس دارید پس هرگز موفق نخواهید شد. توفیق و کامیابی از آن کسانی است که از مبارزه با تیغهای تیز و برنده وحشتی ندارند. تقریباً کامیابی تمام افراد موفق امروز نتیجه محنت ها و مشقتهای دیروز آنان است نه به لحاظ گام نهادن در بستر گلهای پر طراوت، از این رو بدون کوچکترین تأملی می گویم، جنگ کره مرا بصورت آنچه امروز هستم ساخته است. نکته ای که مایلم که به آن توجه خاص کنید این است که سختیها خود زاینده موقعیتهای مثبت زندگی می باشد.البته من بهخوبی دلیل این موضوع را نمی دانم. ولی حقیقت امر این است که موقعیتهای مثبت زندگی همواره از درون رنج و محنتها شکوفا می شوند.
وقتی که زندگی به خوبی پیش می رود، افراد جامعه به طور مطلوب به کار و پیشرفت خود ادامه می دهند. اگر شما در چنین موقعیتی همانند دیگران پیشرفت نکنید، باید دلیل رکود پیشرفتتان را در خود جستجو و کاوش کنید.
زمان مناسب برای سعی شما وقتی است که همه دست از کوشش خود برداشته و از تلاش بیشتر مأیوس شده اند. در این موقعیت، موفقیت از آن کسی خواهد بود که با جدیت تلاش کند و در عین حال کاملاً از موقعیتهای مثبت و نهفته در بطن سختیها آگاه باشد. باید بدانید چگونه بحرانهای زندگیتان را به موفقیتهای مثبت تبدیل نمایید و از آن بهره مند شوید.
بحران امکان دارد در هر جهتی مثبت یا منفی پیش روی کند.
حالاتی که در جوانان امرو زمرا بسیار مضطرب می کند، ضعف، راحت طلبی و تا اندازه زیادی عدم استقلال و عدم حس ماجراجوئی آنان است. به نظر می رسد شیوه متداول در بین جوانان امروز، تمایل شدید به راحتی و تنبلی است .
البته بسیاری از این مسائل مربوط به حمایت بیش از حد والدین شماست.
در جامعه امروز کره، بین 10 الی 20 درصد کارکنان جدیدالاستخدام موسسات و شرکتها در عرض شش ماه کار خود را رها می کنند چرا؟ به این دلیل که کار در موسسات را سخت و دشوار می بینند. بنابراین برای گریز از این موقعیت با شتاب برای اخذ مدرک دکترا به دانشگاه ها پناه می برند و یا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر می کنند. این روشی است که من شخصاً مایلم هر چه زودتر در جامعه ما خاتمه پیدا کند. من پاره ای اوقات در مورد استاندارد این گونه مراکز علمی که آماده پذیرش این چنین افراد هستند فکر می کنم. افرادی که به دلیل عدم قدرت تحمل محیط کار شرکتها به دانشگاهها روی می آورند، در حقیقت به کل سیستم آموزشی توهین کرده اند.
بیرون از اینجا دنیای پهناوری برای کشف و شهود وجود دارد، بنابراین امیدوارم شما افکاری را که برای محبوس و محصور کردن خویش دارید از خود دور کنید. از ناشناخته ها وحشتی نداشته باشید، از شکست نهراسید. چون این وظیفه و حق جوانان است که وضعیت های بحرانی زندگی را تبدیل به موقعیتهای مثبت کنند و با روحیه مبارزه جویانه در مقابل مصائب به پا خیزند.
صحنه نمایش به شرق باز می گردد.
تاریخ جهان انباشته از ظهور و سقوط ملتها و تمدنهاست. تاریخ همواره نشانگر این است که هیچ ملتی علیرغم شکوه و قدرت خود تا ابد پایدار نخواهد ماند.
در خلال این نشیب و فرازهای تاریخی، هر زمان که ملتی چوب مسابقه را به دیگری تحویل می دهد، دنیا دچار تغییر و تحولات نوینی می گردد.
در عصریکه سرزمینهای شرق تدریجاً به میعادگاه اجتماعات بین المللی تبدیل می شود جوانان کره نیز پیشقراولان دنیای آینده خواهند شد.
بنابراین برای اینکه بدانید چگونه در جامعه بین المللی پیشگام شوید، مایلم چند نکته ای به شما یادآوری کنم. شما باید زبانهای خارجی را یاد بگیرید تا بتوانید با سایر ملل ارتباط برقرار کنید.
در مرحله بعد توانائی در هدایت وسائط نقلیه و کامپیوتر امری اساسی است.
در ضمن مهارتهای دیگری که شما را برای ایفای نقش اول در صحنه جهان مهیا می سازد استعداد، اعتماد به نفس و قدرت شما برای مقابله با هر فرد و موقعیتی است.
اخیراً بسیاری از مردم، پاره ای از پدیده های دنیا را عوارض انحطاط تمدن و فرهنگهای بزرگ می نامند. به گواهی تاریخ، این اصل شامل همه تمدنها و فرهنگهای دنیا بوده است. در نتیجه این عوارض ، خلاقیت جامعه ضعیف شده، اخلاقیات رو به زوال می رود و فلسفه « خوش باشیم » در کل جامعه شیوع پیدا می کند. ما اغلب این پدیده ها را بیماریهای خاص جوامع پیشرفته می دانیم.
طی چند دهه اخیر، ما تحت لوای تجددگرایی سعی بسیار در پیروی و تقلید از ملتهای پیشرفته داشته ایم اما اکنون خورشیدی که در مشرق در حال طلوع است نیازی به پیروی از ستاره رو به افول غرب ندارد.


راز سلامتی
به نظر من کار و فعالیت شدید، ورزش بسیار مؤثرتری است. نظر من این است که فرد سخت کوش نیازی به ورزش ندارد.
اگر کسی از من سؤال کند که رمز سلامتی شما چیست، جواب می دهم- سخت کوشیدن.
کار خود را با لذت و شادی انجام دهید، دراینصورت واقعاً احساس سرزندگی ونشاط خواهید کرد. عرق ریختن در حین کار بسیار با ارزشتر از عرق کردن در باشگاههای ورزشی است. کار و کوشش مز سلامتی و تندرستی من است.
فکر می کنم عامل مؤثر دیگر تندرستیم، تغذیه مناسب و صرف انواع و اقسام غذاهاست. همواره رژیم غذایی متعادلی را حفظ می کنم.
روح سالم بسیار پر اهمیت است. این طرز تفکر که بدن پر عضله مز سلامتی مطلق است، امکان دارد به مرور تبدیل به یک بیماری روحی شود. این افکار ممکن است شما را به مرحله ای برساند که فکر کنید، ایستادگی و مقابله به معنای استفاده از نیروی بدنی است. ولی به نظر من این طرز تفکر خود واقعاً می تواند زندگیتان را به تباهی بکشد. زیرا بدن سالم زمانی ارزشمند است که یک ذهن سالم مکمل آن باشد.
بدیهی است جسم سالم در سلامت روح و روان بسیار مؤثر است زیرا ذهن و عقل سالم کنترل کننده ارزشهای انسان است. بنابراین مایلم اولویت و اهمیت سلامت روان را در مقایسه با سلامت جسم تأکید کنم.
کار به عنوان سرگرمی
من بیش از 200 روز از سال را در سفرهای خاج به سر می برم و تعدادی از روزهای سال هم صرف مسافرت های داخلی می شود. به همین سبب اوقات فراغتی را که با خانواده ام می گذرانم بسیار اندک است.
من معتقدم اگر شما با تمام وجود در جهت کار و فعالیت خود تلاش کنید، موفقیتتان تضمین می شود. فردی که با تمام وجود کوشش کند، هرگز شکست نخاهد خورد.
من احساس می کنم جوانان امروز به جای اینکه کار و حرفه را یک هدف اصلی بشناسند آن را تنها وسیله ای برای دستیابی به سایر خواسته های خود می بینند.
افراد اگر به جای اینکه کار و حرفه را عامل موفقیت، کامیابی، رشد شخصیت و بهبود جامعه بدانند، آن را فقط وسیله کسب مادیات بشناسند، در حقیقت نسبت به آئین کار و حرفه بی حرمتی بزرگی نموده اند.
بنابراین شما نباید تحصیل را وظیفه ای اجباری بدانید. اگر چنین است باید طرز فکرتان را تغییر دهید. در وهله اول تحصیل را کاری متعلق به خود و چیزی که مایل به انجام آن هستید بدانید. در اینصورت تحصیل برایتان جذاب شده و سرچشمۀ لذت و شعف خواهد شد.
تنها چیزیکه برایم لذت آور است کار است و تا به حال نیز هیچکس مرا مجبور به کار نکرده است. بنابراین اگر سرگرمی چیزی است که انسان با انجام آن سرشار از لذت و نشاط می شود، در اینصورت سرگرم من کار است.


درسی از دنیای عنکبوتها
رفاه نسل آینده بستگی به فداکاریهای نسل کنونی دارد. در حقیقت تأمین آسایش و رفاه بدون فداکاری میسر نیست. اگر بخواهیم از نظر فردی این موضوع را بررسی کنیم باید بگویم خوشبختی بچه ها بستگی به فداکاری و از خودگذشتگی والدین آنها دارد. اشکها و رنجهای یک نسل باعث رشد و رفاه نسل دیگر می شود.
بارها مشاهده کرده ام، خانواده های موفق کسانی هستند که والدین آنان به جای اینکه به فکر آسایش خود باشند، برای آسایش و رفاه فرزندان خود فداکاری و از خودگذشتگی کرده اند، هیچ چیز در زندگی انسان رایگان به دست نمی آید و هیچ رویدادی تصادفی نیست هر چه بیشتر حفر کنید، گودال عمیقتری به وجود می آید و هر چه گودال عمیقتر باشد، آب چاه بیشتری خواهید داشت.
نسلهای فداکار چراغ تابناک مسیر تاریخند، پرتوی که از عزم راسخ آنان برای ایجاد ملتی مرفه وخوشبخت و زندگی نوین حکایت می کند.
از آنجا که ما در زمانی زندگی می کنیم که جامعه ما نیازمند سخت کوشی مستمر است، لذا بایستی بار دیگر روحیه فداکاری و جهادگری گذشته را در خود بیدار کنیم. اگر فداکاری ا به مفهوم از خودگذشتگی یک نسل برای رفاه نسل آینده بدانیم، پس لازم است هر نسل برای ایجاد آینده ای مطلوبتر فداکاری کند، چون رضایت یک نسل همیشه منجر به نارضایتی نسل بعدی خواهد شد.
طفلی میوه درختی را که پدربزرگش کاشه است می چیند، اگر درختی نباشد، هیچ چیز برای چیدن کودک وجود ندارد.
ازخودگذشتگی حد والای نوع دوستی است.


تجلیات ذهن
اگر مایلید به خواسته های واقعی خود دست پیدا کنید، باید اعتماد به نفس خود را از طریق نیروی اندیشه، تقویت کنید. به عبارت دیگر شما با قدرت فکری می توانید آینده خود را بسازید. احیاناً اگر در برابر دیگران احساس حقارت می کنید علت آن است که افکارتان منفی است و خود را بسیار معمولی می پندارید، تدریجاً این صفات در درون شما تثبیت شده و کانون تمام این خصائل خواهید گردید.
برای موفقیت در هر چیز باید توانائی انجام آن کار را داشته باشیم. اما قابلیت و توانائی به تنهائی کافی نیستند. به موازات توانائی باید اصرار و استقامت و مرکز فکر نیز داشت.
ترکیبی از این سه عنصر را سر سختی می نامید . هیچ چیز غیر ممکن نیست تنها عدم سرسختی شماست که کار را غیر ممکن می سازد.
دنیا دروازه های خود را در پیش روی کسانی که مثبت عمل می کنند، اعتماد و اعتقاد دارند و زندگی را با توانائی و نیرو به مبارزه می طلبند کاملاً گشوده است.
عدم به کارگیری این قابلیتها و توانائیها نه فقط برای شخص زیان آوراست بلکه برای اجتماع نیز یک ضایعه محسوب می شود.


بکوشید تا بهترین باشید
افرادیکه مایلند جزء برترینها باشند باید همواره نهایت سعی خود را برای رسیدن به اهدافشان به کار ببندند. اگر شما حداکثر تلاش خود را به عمل آورید، گرچه احتمال دارد همیشه جزء بهترین ها نباشید ولی به یقین، در یک قدمی بهترینها قرا خواهید گرفت.
جزو بهترین ها باشید و با تمام وجود در جهت هدفتان تلاش کنید . زیرا هر چه بیشتر بکوشید، شانس موفقیت و توفیق تان بیشتر خواهد بود. من معتقدم کسانی که در رشته خود به عالیترین سطح میرسند به این دلیل است که اهداف والائی در پیش رو دارند و بالاتین کوشش خود ا نیز در راه نیل به اهدافشان به کار بسته اند.
هر کسی می تواند بهترین باشد، تنها کسانی که خود را کاملاً وقف اهدافشان می کنند به سطح عالی می رسند و معجزه ای هم در کار نیست.


جهان از آن ماست
در قدم اول باید آینده نگرباشید. افرادی هستند که افکارشان منعطف به گذشته هاست و همه گفته هاشان را با این کلمات آغاز می کنند. « در گذشته من چنین و چنان . . .» این دسته از افراد توسط گذشته هایشان نابینا شده و فاقد هر گونه تصوری از آینده میباشند.
اسیر گذشته ها بودن و راحتی و آسایش امروزرا طلبیدن مانع از دیدن افق های فردا خواهد شد.
برای ساختن جامعه، شما نیاز به ارزشهای آینده ساز دارید این ارزشها شامل فداکاری و سرمایه گذاری امروز برای نل به خوشبختی و مواهب فردا نیز می شود.
همیشه در تخیلات و رؤیای خود بیندیشید که رهبران و قهرمانان فردا خواهید بود، زیرا اگر چنین نکنید در صحنه زندگی به جای بازی نقش اول، تنها سیاهی لشکر خواهید بود.
هر قدر که از کوه بالاتر بروید چشم انداز وسیعتری میبینید، مشاهده دنیای عظیم، بینش شما را وسعت و رشد می دهد، و به شما کمک می کند تا بر خودپسندی و کوتاه نظری غالب شوید.
غرق دوران گذشته و زمان حال نشوید و خود را در مرزهای جغرافیایی کشورتان محبوس نکنید.


نظری به علوم پایه
کره تقریباً فاقد منابع طبیعی است و ملت آن ملتی است کوچک با تراکم جمعیت زیاد. در مقابل ما دارای یک سرمایه بسیار عظیمی هستیم که به ما قدرت بخشیده تا خود را به پایه کشورهای پیشرفته صنعتی برسانیم. این سرمایه نیروی کار ممتاز و تحصیل کرده این کشور است که در عین حال آماده به هر نوع کوشش و فداکاری است.
از برکت نیروی کار، ما توانسته ایم قابلیتهای تکنولوژی خود را تا بالاترین سطح جهانی رشد دهیم. اما داشتن صنعت تولید به تنهائی کافی نمی باشد. اساس تکنولوژی تولیدی امروز بستگی به خلاقیت و نوآوری دارد.
شما بدون علوم پایه نمی توانید انتظار پیشرفت در صنعت و تکنولوژی داشته باشید. اساس کلیه علوم و دانشها در علوم پایه نهفته است. بدون علوم پایه، سایر علوم توسعه و رشد چندانی ندارند.
در عصری که اصول اساسی بیش از هر موقع در جامعه نادیده گرفته شده اند، توجه به این اصول بیشتر از هر زمان برای اجتماع ضرورت دارد.
اگر نسلی مفاهیم و رهنمودهای صحیح برای پیروی نداشته باشد، جامعه دچار بی ثباتی می شود. بدون حفظ اصول، پایه های جامعه دستخوش لرزش می شود.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب خلاصه کتاب خلاصه کتاب سنگفرش خیابانها از طلاست