ابوالقاسم حالت

اغیار هر دو روز یکی را نشان کنند
مدح صفات او به هزاران زبان کنند
تبلیغ ها کنند در اطراف وی که خلق
او را گره گشا و مدبر گمان کنند
زآن حسن ها که هیچ در او نیست،دم زنند
وآن عیب ها که هست به کارش، نهان کنند
و آن گه زمام کار مهمی بدو دهند
توجیح کاردانی او هر زمان کنند
دیدند اگر که خوب رلش را گرفته یاد
از کار او همیشه حمایت به جان کنند
بندند یا به تو دهنی، یا به ضرب پول
لب های آن کسان که ز دستش فغان کنند
اما از آن دقیقه شد بازی اش خراب
او را کنفت پیش تماشاچیان کنند
از صحنه سیاستش آخر برون برند
او را به سوی خواری به خانه روان کنند

نوشتن دیدگاه


شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب خلاصه کتاب ابوالقاسم حالت در صحنه ی سیاست