ژاله اصفهانی

من که ام
که ام
یک شهاب از شبان جدا شده
با سپیده آشنا شده
دیده ای که دیده نور را
با سیاهی آشتی نمیکند
روح روشن و نهاد پاک
با تباهی آشتی نمی کند.
در جهان اگر ستمگری و تیرگی و زور هست
رزم ره گشا به سرزمین عدل و نور هست.
بر کتیبۀ بزرگ زندگی نوشته اند
فتح اگر نمیکنی،
می خوری شکست...

نوشتن دیدگاه