زن سی ساله - انوره دو بالزاک

زن سی ساله رمانی از انوره دو بالزاک، سرگذشت دختر جوانی به نام «ژولی» است که عاشق افسر جوانی می شود. پدر ژولی او را مردی جاه طلب می بیند و آینده این عشق را بی سامان می داند و به او گوشزد می کند که او مردی بی روح و بی احساس است. اما نهايتاً ژولی با او ازدواج می کند و او را مردی جاهل، جاه طلب و هوسباز می بیند و بعد از مرگ پدر به گفته های پدر پی می برد و...

زن سی ساله - انوره دو بالزاک

پول، مقام و تجملات سدی در مقابل انسان ایجاد می کند که هیچ افکاری را بدان راهی نیست. این اشخاص، با استعداد مجازی به جای اینکه صحبت کنند، سوال می کنند و با مهارت دیگران را به بازی می گیرند، که مبادا خود به بازی گرفته شوند، یا با زیرکی خوش آیندی رشتۀ احساسات مردم را به دست می گیرند و آنرا می کشند و به این ترتیب کسانی که واقعاً از لحاظ فکری بر آنها برتریت دارند، بازی می دهند و چنین پنداشته می شود که به خیمه شب بازی پرداخته اند، همه را کوچک و حقیر می شمرند...
این حیله گران با وجود اینکه برای دفاع از نقاط ضعف خود مهارت و کوشش به کار می برند، برایشان مشکل است که بتوانند زن، مادر، فرزند یا دوستان نزدیک خود را بفریبند. اما این نزدیکان تنها به خاطر یک چیز، یا به عبارت ساده تر، به خاطر شرافت خانوادگی، این راز را پرده پوشی میکنند و حتی اغلب به آنها کمک می کنند تا آنرا به دنیا تحمیل کنند.

اجتماع نمی تواند وجود داشته باشد، مگر با فداکاریهای انفرادی که قوانین خواهان آنست. اگر بخواهیم از اجتماع بهره ای گیریم، نباید خود را وادار کنیم تا شرایطی را که دوام و بقای اجتماع به آن بستگی دارد، حفظ نمائیم.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب زن سی ساله - انوره دو بالزاک