یکی بود و یکی نبود - محمدعلی جمال زاده‌

«یکی بود و یکی نبود» مجموعه‌ای متشکل از یک دیباچه٬ شش داستان کوتاه اثری از محمدعلی جمالزاده‌ است. بسیاری این کتاب را آغازگر ادبیات واقع‌گرای فارسی و داستان‌کوتاه‌نویسی در ایران دانسته‌اند.
داستانهای این مجموعه عبارتد از: رجل سیاسی، دوستی خاله خرسه، دردودل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر، ویلان الدوله

یکی بود و یکی نبود - محمدعلی جمال زاده‌

عادت هم حقیقتاً مثل گدای سامری و گربۀ خانگی و یهودی طلب کار و کوت کش (یا به قول تهرانی ها «کناس») اصفهانی است که هزار بار از این در بیرونش کنی، از در دیگر می آید.

گفت: «آقا شیخ جعفر بدان که هر کاری هر چه هم باشد سرمایه ای لازم دارد. از رحیم کور که سر کوچه ذرت می فروشد گرفته تا حاج حسین آقای امین الضرب هر کس که می خواهد کاری بکند و دو تا پولی در آورد باید سرمایه ای داشته باشد. سیاسی شدن هم معلوم است بی سرمایه نمی شود...»
من اینجا حرف حاج علی را بریدم و گفتم: «یعنی می خواهی بگویی سواد لازم است؟»
حاج علی زیر لب تبسمی کرد و گفت: «نه سواد به چه درد مرد سیاسی می خورد. مرد سیاسی که نمی خواهد مکتب خانه باز کند.»
گفتم: «پس یقین می خواهی بگویی که سررشته و کاردانی لازم است.»
گفت: «ای بابا، خدا پدرت را بیامرزد. سررشته به چه کار می خورد؟ مرد سیاسی که نمی خواهد سررشته نویس بشود.»
گفتم: «پس دیگر چه می خواهد؟ شاید می خواهی بگویی که مکه و کربلا و مشهد و اینها مشرّف شده باشد.»
حاج علی گفت: «نه، مرد سیاسی که چاوش و حجه فروش و چاروادار نیست. مقصود من درستی است. مرد سیاسی باید درست باشد سواد و سررشته و تقدس اینها حرف است. سرمایه دکانداری مرد سیاسی درستی است و بس!»

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب یکی بود و یکی نبود - محمدعلی جمال زاده‌