شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپري

شازده کوچولو اثر آنتوان دو سنت اگزوپری است.
یک کودک، که از سیارکی ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدم‌ها و کارهایشان است.
شازده کوچولو درباره سفر به بزرگ‌سالی است ،یادآوری تغییرات و فراموشی چیزهای کوچکی که ما را خوشحال می‌کرد!

شازده کوچولو

شازده کوچولو گفت : کی هستی تو ؟ عجب خوشگلی !
روباه گفت : یک روباهم من .
شازده کوچولو گفت : بیا با من بازی کن ، نمی دانی چقدر دلم گرفته ...
روباه گفت : نمی توانم باهات بازی کنم . هنوز اهلیم نکرده اند آخر .
شازده کوچولو آهی کشید و گفت : معذرت می خوام .
اما فکری کرد و پرسید : اهلی کردن یعنی چه ؟
روباه گفت : چیزی است که پاک فراموش شده .معنیش ایجاد علاقه کردن است .
شازده کوچولو پرسید : ایجاد علاقه کردن !؟

اخترک دوم مسکن آدم خودپسندی بود.‏
خودپسند، چشمش که ‏به شهریار کوچولو افتاد، از همان دور داد زد: به به! این هم یک ستایشگر که ‏دارد می‌آید مرا ببیند! ‏
آخر برای خودپسندها دیگران فقط یک مشت ستایشگرند.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپري