سرزمین آدمیان - آنتوان دو سنت‌اگزوپری

سرزمین آدمیان اثر آنتوان دو سنت اگزوپری ،با بیوگرافی نویسنده و معرفی کتاب آغاز می شود:«نویسنده بحکم پیشه اش که خلبانی بوده است، در تمام کتابهایش از حوادث پرواز با لحنی شاعرانه سخن می راند و از روابط انسان‌ها با یکدیگر به گفتگو می‌پردازد،در کتاب سرزمین آدمیان در این باره چنین می گوید : در حقیقت بیش از یک نوع تجمل و شکوه وجود ندارد و آن ارتباط آدمیان است با یکدیگر و باز درسطری پیش چنین می نویسد : بزرگی یک حرفه در درجه اول شاید متحد کردن انسان ها با هم باشد. کوشش او همیشه برای یافتن یا ایجاد ارتباطی از اینگونه است. در صفحه اول کتاب سرزمین آدمیان چنین می گوید : شب تاریکی که در آن شب روشنائی هایی چند پراکنده در صحرا می درخشیدند هر یک از این روشنایی ها در این اقیانوس تاریکی دلیلی بر وجود انسانی بود، در این کانون کتاب می خواندند. فکر می کردند. راز دل می گفتند. در آن دیگری عشق می ورزیدند …»

سرزمین آدمیان - آنتوان دو سنت‌اگزوپری

آنچه انسان را به هراس می افکند ناشناخته است، امّا برای کسی که با او روبرو شود او دیگر ناشناس نیست، مخصوصاً اگر آنرا با عقل روشنی مشاهده نماید.

امید اینکه در سایه درخت بلوطی که خود کاشته ایم پناهی جوئیم خیالی است باطل.
چنین است زندگانی، در ابتدا ما برای خویشتن ثروتی گردآورده ایم، در طول سالها درختانی کاشته ایم،اما آن سالها فرا خواهد رسید که کار ما را واژگون و درختان ما را ریشه کن کنند.
رفقا یکی یکی سایه خود را از سر ما برمی دارند و بعد از این بر سوگواری ما رنج پیری نیز افزوده خواهد شد.

شما اینجا هستید: صفحه ی اصلی کتاب سطری از کتاب سرزمین آدمیان - آنتوان دو سنت‌اگزوپری